السيد محمد باقر الصدر ( مترجم : رضا اسلامى )

61

دروس في علم الأصول ( الحلقة الأولى ) ( قواعد كلى استنباط ) ( فارسى )

و لازم براى يك كتاب درسى و شيوهء مناسب و شرايط لازم در آن كتابها فراهم باشد . براى اين كار توجيهات بسيارى هست ، ولى مىتوان آنها را در مواردى چند خلاصه كرد : توجيه اوّل : كتب چهارگانه فوق نشان‌دهندهء مراحل مختلف تفكر اصولى است . كتاب معالم بيانگر مرحلهء پيشينى از تاريخ علم اصول است و كتاب قوانين نشانگر مرحله‌اى است كه علم اصول گامى به پيش گذاشت و به دست شيخ انصارى و ديگر بزرگان به درجهء بالاترى رسيد . رسائل و كفايه نيز به عنوان دو كتاب اصولى شناخته مىشوند كه نتيجهء مباحث اين علم در حدود صد سال گذشته است . ولى علم اصول بعد از اين دو كتاب به يافته‌هاى بسيارى بارور گرديد كه حاصل صد سال بحث و تحقيق علمى دانشمندان در دوره بعد و نوآورى آنهاست . اين دستاوردهاى جديد در علم اصول كه به صد سال گذشته مربوط مىشود ، مىتواند افكار جديد بسيارى را مطرح كند و شيوهء بحث در بعضى مسائل را دگرگون ساخته و مصطلحات جديدى را به تبع مبانى و مسالك جديد به ميدان آورد كه پيش از اين سابقه نداشته است . پس ضرورى است كه كتابهاى درسى بهرهء كافى و مناسب از اين انديشه‌ها و تحولات جديد و اين مصطلحات نو داشته باشد تا طلبه در مرحلهء بحث خارج بدون آمادگى قبل و به طور ناگهانى با آنها مواجه نشود . ولى اكنون فاصلهء بسيارى ميان محتواى كتب چهارگانهء درسى و بحثهاى مربوط به مرحلهء خارج وجود دارد . و حال آنكه بحث خارج نتيجهء تفكر و تحقيق در صد سال اخير است و نشانگر ميزان توانايى استاد و قدرت علمى او در صعود به قلّهء اين دستاوردهاى جديد است . كتب درسى مرحلهء سطح و نزديكترين آنها از نظر تاريخى به زمان ما ، يعنى كتاب كفايه ، بيانگر تصويرى كلى از علم اصول مربوط به صد سال پيش است و از كليهء انديشه‌هاى جديد و مصطلحات نو كه در اين صد سال پيدا شده ، تهى است . به عنوان نمونه‌اى از اين افكار جديد ، اشاره مىكنيم به مباحث باب تزاحم و آنچه ميرزاى نائينى پايه‌گذارى كرد . يعنى مسلك طريقيت با تمام فروعات و نكات دقيق آنكه در مسألهء