السيد محمد باقر الصدر ( مترجم : رضا اسلامى )
52
دروس في علم الأصول ( الحلقة الأولى ) ( قواعد كلى استنباط ) ( فارسى )
در جواب فرمودند : « مرحوم پدرم ، سيد حيدر ، در شبى كه از دنيا رفتند ، هيچ خوراكى در منزل باقى نگذاشته بودند كه شام ما باشد . پس من و برادرم سيد اسماعيل و خواهرم آمنه شب را گرسنه خوابيديم ؛ چون پولى نداشتيم كه چيزى بخريم . اكنون ميان من و ملاقات پروردگار مانعى نيست ، جز اينكه اين ظالمين بيايند و مرا بكشند و به اجداد طاهرين خود ملحق كنند . پس مال براى چه بيندوزم ؟ » اين حكايات عاطفهء شديد استاد و انگيزه الهى و درجهء تقرب او را به خدا نشان مىدهد . طرح جانشينى رهبر شهيد صدر براى تداوم حركت و نيل به پيروزى كامل ، طرح تعيين جانشين براى رهبرى نهضت را ارائه كردند . عدهاى از علماى صالح را معين كردند كه مسئوليت رهبرى را بعد از ايشان به عهده بگيرند . چون صدام و سرشت ناپاك او را خوب مىشناختند و مىدانستند كه در حيات خود به تمام اهداف نايل نخواهند شد . عدهء ديگرى را نيز معيّن كردند كه شوراى رهبرى ، در صورت صلاحديد ، آنها را به عنوان عضو در شورا قبول كند . همچنين اين حق را براى شورا قائل شدند كه به اتفاق نظر افرادى را به عضويت درآورند . سپس براى پشتيبانى مردمى از اين طرح ، پيامهاى متعدّد كتبى و شفاهى صادر و همگان را دعوت به حمايت كردند . چنان كه از امام خمينى نيز تأييد اين شورا را درخواست كردند و در مقابل ، همهء اعضا شورا را به تحقق آرمانهاى امام خمينى دعوت كردند . سرانجام تصميم گرفتند خطابهاى بعد از نماز مغرب و عشا در صحن حضرت على ( ع ) ايراد كنند . آنگاه از من خواستند براى ايشان سلاح كمرى تهيه كنم تا در صورت ممانعت حكومت بتوانند از آن استفاده كنند . قرار بود در آن خطابه مسألهء شوراى رهبرى و اسامى اعضاى آن را اعلام كنند . مىفرمودند من سخنان خود را ادامه خواهم داد تا حكومت مجبور شود براى جلوگيرى از اين حركت مرا به قتل برساند .