السيد محمد باقر الصدر ( مترجم : رضا اسلامى )

53

دروس في علم الأصول ( الحلقة الأولى ) ( قواعد كلى استنباط ) ( فارسى )

آنگاه اين حادثه سرآغاز مرحله‌اى جديد از نهضت و شروع به كار شوراى رهبرى خواهد بود . مىفرمودند : « همهء مردم با استدلال و فكر به راه نمىافتند . بعضى را جز با خون نمىشود حركت داد ، و لكن ما كلّ ما يتمنّى المرء يدركه » . در مدتى كه در منزل محبوس بودند ، از طرف حكومت بعثى افراد مختلف براى مذاكره مىآمدند . از جمله يك بار نمايندهء صدام ، شيخ عيسى خاقانى ، به همراه يكى از افسران اطلاعاتى قصر جمهورى كه خود تكريتى بود ، آمدند . نمايندهء صدام گفت مرا صدام فرستاده است كه اين بحران را به طريقى حل كنيم تا اوضاع به حالت عادى برگردد . سپس از عربهاى خوزستان صحبت كرد كه در جمهورى اسلامى ايران به جرم عرب بودن تحت فشار قرار گرفته‌اند و ما بايد براى نجات آنها از زير ظلم حكومت ايران فكرى كنيم . بعد پيشنهاد تأسيس حوزهء علميهء عربى را در نجف داد و گفت چرا بايد حوزهء علميهء نجف همواره تحت سيطرهء ايرانيها باشد . شما رهبر حوزه و مرجع بزرگ دينى هستيد و بايد يك حوزهء عربى تأسيس كنيد . استاد شهيد در جواب فرمودند : امتياز حوزهء نجف به همين است كه افراد مختلف ، از قوميتها و كشورها ، از عرب و فارس ، در آن تحصيل مىكنند . يعنى چه كه حوزه فقط عربى باشد ؟ حوزهء عربى ، يعنى متشكل از عرب زبانها و با زبان عربى ، هم‌اكنون در كنار ساير حوزه‌ها وجود دارد . و در مورد مردم خوزستان نيز جوابى دادند كه نمايندهء صدام نااميد شد و برگشت . بار ديگر همين شخص به همراه افسر اطلاعاتى قصر آمد و گفت حكومت در نظر دارد شما را آزاد بگذارد ، ولى با شرايط خاصى . اگر شرط اول را قبول نداريد ، پس شرط دوم و اگر آن را قبول نداريد ، پس شرط سوم و اگر هيچ‌كدام را نپذيريد ، اعدام ! و اللّه من از صدام شنيدم كه مىگفت اگر محمّد باقر صدر هيچيك از اين شرايط را قبول نكند ، به زودى اعدامش مىكنم . شرط اول : از تأييد و تقويت جمهورى اسلامى و امام خمينى دست بردارد . شرط دوّم : پيامى به عنوان تأييد بعضى از مواضع ما صادر كند . اگر مواضع حزبى