السيد محمد باقر الصدر ( مترجم : فهرى زنجانى )
34
الأسس المنطقية في الإستقراء ( مبانى منطقى استقراء ) ( فارسى )
پس هر ( ع ا ) را در يك آزمايش دو احتمال هست چون احتمال ميرود كه وجود داشته باشد و احتمال ميرود كه وجود نداشته باشد و در دو آزمايش چهار احتمال هست به لحاظ آنكه شايد در هردو موجود باشد و شايد در اوّلى فقط و شايد در دوّمى فقط و شايد در هيچكدام موجود نباشد و در سه آزمايش هشت احتمال هست و شانزده احتمال در چهار آزمايش و همچنين . . . و در اين حالت ( ع 2 ن ) از ضرب عدد احتمالات هر ( ع 1 ) در ديگرى بوجود ميآيد و عدد عوامل ضرب همان عدد ( ع 1 ) است و هرعاملى از عوامل ضرب نمودار 2 * عدد آزمايشها است يعنى ضرب در دو در يك آزمايش و در چهار در دو آزمايش و در هشت در سه آزمايش و همچنين . . . ثانيا مخرج كسر در معادلهء اوّلى علاوهبر صورتهاى سببيّت ( أ ) از براى ( ب ) صورتهاى سببيّت هر ( ع 1 ) را نيز دربردارد پس اگر ما مثلا چهار ( ع 1 ) داشته باشيم كه عبارت است از ( ت ) و ( ج ) و ( د ) و ( ه ) صورتهائى كه شاهد سببيّت هريك از آنها باشد در مخرج كسر داخل مىشود و صورتهائى كه شاهد سببيّت ( ع 1 ) است نيز با ضرب تعيين مىشود و لكن ضربيكه صورتهاى سببيّت ( ع 1 ) از قبيل ( ج ) را مثلا تعيين مىكند با ضربيكه صورتهاى سببيّت ( أ ) را از براى ( ب ) تعيين مىكند اختلاف دارند و اين در نتيجهء آنست كه صورتهاى سببيّت ( ع 1 ) از قبيل ( ج ) يك عامل از عوامل ضرب را ندارند پس در حالتى كه ما چهار ( ع 1 ) داشته باشيم و چهار آزمايش انجام دهيم ضربيكه صورتهاى سببيّت ( أ ) را از براى ( ب ) تعيين مىكند عبارت است از 16 * 16 * 16 * 16 و امّا ضربيكه صورتهاى سببيّت ( ج ) را از براى ( ب ) مثلا تعيين مىكند ( يا هر ( ع 1 ) ديگرى را ) عبارت از 16 * 16 * 16 فقط زيرا احتمالات خود ( ج ) جزء عوامل ضربى مىشود كه صورتهاى سببيّت ( أ ) را از براى ( ب ) تعيين مىكند ولى جزء عوامليكه صورتهاى سببيّت خودش را تعيين مىكند نميشود . ثالثا : بر اين اساس ما ميتوانيم كسر را در معادلهء اوّلى مختصر كنيم باينكه