السيد محمد باقر الصدر ( مترجم : فهرى زنجانى )
14
الأسس المنطقية في الإستقراء ( مبانى منطقى استقراء ) ( فارسى )
و به همين جهت ما مجوزى نخواهيم داشت كه در استقراء كامل نتيجهاى را كه منطق ارسطو ميخواهد بدست آوريم و محذور تناقضى كه در صورت عدم استنتاج برهان قياسى گفته شد در اينمورد پيش نمىآيد زيرا نتيجه بزرگتر از مقدمات است و تناقض در جائى لازم آيد كه نتيجه به تمام حجمش در مقدمات موجود باشد يعنى يا مساوى باشد و يا كوچكتر . و اگر منطق ارسطو جواب دوّم را بپذيرد و فرض كند كه نتيجهء استقراء كامل همين مقدار است كه هرانسانى گرسنه مىشود بدون آنكه سببيت و تلازمى را برساند البته اين نتيجه گرچه براساس عدم تناقض مجوّز منطقى دارد زيرا اينمقدار در خود مقدمات موجود بود ولى اينچنين استقراء كامل نميتواند برهان باصطلاح ارسطو باشد و براى روشن شدن مطلب لازم است كه برهان را از نظر ارسطو تعريف كنيم . برهان در نزد ارسطو عبارت است از : ( يقين بثبوت محمول از براى موضوع از راه شناخت علت حقيقى ثبوت ) پس هرقضيهايكه در آن معلوم شود كه محمول در آن قضيّه از براى موضوعش ثابت است و اين ثبوت را ما از راه بدست آوردن علتى كه باعث ثبوت آن محمول از براى موضوع شده بفهميم آن قضيه ، قضيهء برهانى است و اين علّت ، گاهى خود موضوع مىباشد و آن در جائى است كه محمول از ذاتيّات موضوع باشد و گاهى چيز ديگرى بجز خود موضوع ، علّت مىشود در صورت اوّلى قضيه از مبادى اوّليّهء برهان ميگردد و در صورت دوّم ، قضيّه را قضيه برهانى ثانوى گويند كه محمول آن بعلّت معيّنى از براى موضوعش ثابت است . و امّا آن قضيّهايكه ثبوت محمول از براى موضوع در آن قضيّه معلوم است ولى علّت ثبوت معلوم نيست آن قضيّه نه خود قضيّه برهانى است و نه ميتواند در قضاياى برهانى ديگر دخالت داشته باشد « 1 » . اين بود آنچه منطق ارسطو در برهان و قضيّه برهانى معتقد است و بنابراين
--> ( 1 ) برهان ابن سينا ص 28