السيد محمد باقر الصدر ( مترجم : فهرى زنجانى )

15

الأسس المنطقية في الإستقراء ( مبانى منطقى استقراء ) ( فارسى )

اگر فرض كرديم كه نتيجهء استقراء كامل بجز اينكه هرانسانى گرسنه مىشود ، نيست و هيچ اشاره‌اى باينكه انسانيّت و يا هرمعناى عام ديگرى كه مشخّص باشد علّت اين گرسنگى است ندارد اين‌چنين نتيجه ، قضيّهء برهانى نخواهد بود و به اين بيان كاخ برهان بطور كلّى واژگون مىشود زيرا آن براساس مقدّمات اوّليّه پايه‌گزارى شده است يعنى بر مبادى اوليّهء برهان و اين مقدمات و مبادى بر طبق رأى ارسطو هيچ وسيلهء اثبات و مجوّز منطقى بجز استقراء كامل ندارد و اگر استقراء كامل نيز عاجز باشد از اينكه نتيجه‌هاى برهانى بدست بدهد يعنى نتواند علّت واقعى ثبوت محمول از براى موضوع را كشف كند مقدّمات اوّليّه حالت برهانى بودن و ضرورت منطقى داشتن را از دست خواهد داد و در نتيجه بناى برهان و علم ارسطو يك جا درهم فروخواهد ريخت . 3 - دامنهء استقراء افراد بهر اندازه كه وسعت داشته باشد مسلما از محيط افرادى كه فعلا از آن معناى كلّى وجود دارد خارج نخواهد شد . زيرا پرواضح است افراديكه هنوز وجود نيافته‌اند و احتمالا بعدا موجود خواهند شد امكان ندارد كه استقراء شامل آنها گردد . پس استقراءكننده را گرچه ممكن است - ولو از جنبهء علمى - حال هرفردى از انسان را كه موجود است مشخصا فحص و بررسى كند و يا بوسيلهء شخص ديگرى حال آن افراد را بشناسد و به اين نتيجه برسد كه همه افراد موجود انسان گرسنه ميشوند ولى امكان اين كار براى او نيست كه افراديرا كه فعلا نيستند و ممكن است بعدا بعالم وجود پا نهند مورد بررسى قرار دهد و ما دامى كه استقراء از بررسى حال آن افراد عاجز است نميتواند نتيجه‌اى كلى بدست دهد كه آن نتيجه شامل همگى افراد كلى باشد حتى افراديكه بعدا ممكن است بوجود بيايند مانند اينكه بگويد : تمامى افراد انسان گرسنه ميشوند مگر آنكه جهشى از خاص بعام داشته باشد و همين مقدار كافى خواهد بود كه استقراء را از صورت استقراء كامل خارج سازد . بنابراين : استقراء كامل را نميتوان براى استدلال بقضاياى كليّه در علوم