السيد محمد باقر الصدر ( مترجم : فهرى زنجانى )
11
الأسس المنطقية في الإستقراء ( مبانى منطقى استقراء ) ( فارسى )
قياس برهان اقامه ميكنيم ( يعنى اكبر را براى اصغر بواسطهء اوسط اثبات ميكنيم به اين شرط كه اوسط در صغرى محمول باشد و در كبرى موضوع ) « 1 » و اگر بخواهيم براى ثبوت اكبر از براى اوسط و يا ثبوت اوسط از براى از براى اصغر نيز برهان اقامه كنيم بايد براى هريك از موضوع و محمول ايندو نيز صغرى و كبرى و اوسطى بسازيم و همچنين تسلسلوار ادامه خواهد يافت تا برسد به جائى كه در آنجا ثبوت محمول از براى موضوع ذاتى باشد و نيازى بواسطه نداشته باشد . پس بنابراين در مقدمات برهان قياسى ما نميتوانيم براى اثبات محمول از براى موضوع تشكيل قياسى بدهيم كه او خود نيازى باوسط دارد درحاليكه ما واسطهاى نداريم . پس تنها راهى كه بعقيدهء ارسطو ممكن است در مقدمات برهان فرض شود همان استقراء كامل است . ارسطو گويد : سزاوار است بدانى كه نخستين مقدمهاى كه واسطه ندارد هميشه با استقراء بدست ميآيد زيرا چيزهائى كه واسطه دارند قياسشان را باواسطه توان تشكيل داد و امّا چيزهائى كه واسطه ندارند بيان آنها با استقراء است و استقراء از جهتى معارض با قياس است زيرا قياس بكمك واسطه وجود طرف اكبر را در اصغر بيان مىكند و اما استقراء بواسطه طرف اصغر بيان مىكند كه اكبر در اوسط موجود است « 2 » .
--> ( 1 ) شكل اول از اشكال اربعه منطق است كه گفتهاند اوسط اگر حمل يافت در بر صغرى و باز وضع بكبرى گرفت شكل نخستين شمار . ( 2 ) منطق ارسطو : تحليلات اوليه مقالهء دوم فصل 23 تحقيق عبد الرحمن بدوى طبع دار الكتب المصريه سال 1948 . فرقى كه در گفتار بالا ميان قياس و استقراء بيان شده ضمن دو مثال كه براى قياس و استقراء طبق تصور ارسطو بيان ميكنيم روشن مىشود ما در قياس چنين ميگوئيم اگر چيزى انسان باشد او گرسنه مىشود و اگر گرسنه شود غذا مىخورد از ايندو ، چنين نتيجه ميگيريم كه