السيد محمد باقر الصدر ( مترجم : فهرى زنجانى )
12
الأسس المنطقية في الإستقراء ( مبانى منطقى استقراء ) ( فارسى )
بطوريكه ملاحظه ميكنيم ارسطو در اين گفتار اعتماد كامل باستقراء دارد و اساس اوليّه همهء قياسها و براهين را از آن ناشى ميداند زيرا زيربناى همهء اين براهين مقدمات اوّليه است و اين مقدّمات با استقراء ثابت مىشود نه با برهان . استقراء كامل پس از اين نتوانست در منطق ارسطو مركز رئيسى خود را حفظ كرده و زيربناى مقدمات اوّليه قياس باشد ولى درعينحال موقعيت خود را از آن نظر كه يك دليل منطقى محكمى است حفظ كرد لذا ابن سينا با آنكه استقرا را وسيلهء اقامهء برهان بر مقدمات اوّليّه قياس نميداند : ( مقدّماتيكه ميان محمول و موضوع واسطه ندارد ) بلكه معتقد است كه اين گونه مقدمات اوليه نه براساس قياس ميتواند باشد و نه براساس استقراء بلكه بايد فقط براساس وضوح ذاتى متّكى باشد ولى درعينحال اعتراف دارد كه استقراء كامل خود دليلى است منطقى و محكم . ( انتقاد از عقيدهء ارسطو دربارهء استقراء كامل ) آنچه را كه دربارهء استقراء كامل بعقيدهء ارسطو ميتوانيم بگوئيم در گفتههاى ذيل خلاصه مىشود . 1 - چنان كه اندكى پيشتر ملاحظه نموديم استقراء كامل جزء موضوعات
--> هر چيزى كه انسان باشد خوراك مىخورد و با اين شكل از برهان قياسى ثابت ميكنيم كه انسان مفروض در قضيه خوراك مىخورد بواسطه اينكه گرسنه مىشود ، انسان در اين مثال حد اصغر است و صفت غذا خوردن حد اكبر و صفت گرسنه شدنش حد اوسط بطوريكه ملاحظه مىشود حد اكبر بواسطهء اوسط براى حد اصغر ثابت شده است و در استقراء كامل چنين ميگوئيم زيد و خالد و بكر ( فرضا ) همهء افراد انسان ميباشند و زيد و خالد و بكر غذا ميخورند . پس از راه استقراء چنين نتيجه ميگيريم كه هرانسانى غذا مىخورد در اين استقراء كه گفته شد حد اصغر . زيد و خالد و بكر مىباشد و حد اكبر صفت غذا خوردن و حد اوسط انسان آنچه بعهدهء استقراء است اين است كه حد اكبر را از راه حد اصغر براى اوسط ثابت كند يعنى صفت خوردن را بواسطهء زيد و خالد و بكر براى انسان اثبات نمايد .