محمد رضا حكيمي - محمد حكيمي - علي حكيمي ( مترجم : آرام )

434

الحياة ( فارسي )

چون نسبت ميان « حرمت مال يتيم » و « فقر » را مورد ملاحظه قرار دهيم ، به يك اصل اساسى مىرسيم . و آن اصل ، علَّت بودن « ترس از فقر » براى « حرمت مال يتيم » است ( يكى از علَّتهاى مهم آن ) پس حرمت مال ، فرع بر ترس از فقر و معلول آن است ، و ترس از فقر و در پرتگاههاى آن سقوط كردن ، يكى از علَّتهاى حرمت مال . بنا بر اين ، حرمت مال مىتواند سببى براى دفع فقر و طرد كردن آن به شمار آيد ، چه به سبب آن ( حرمت مال ) ، اموال و حقوق مردم محفوظ مىماند ، و به سبب آن حقوق حقداران داده مىشود ، زيرا اين حقوق ، مال آنان است . و مال محرومان نيز حرمت دارد و بايد به دست خود آنان رسانده شود . با توجّه به اين موضوع ، ديگر درست نيست كه حرمت مال - تنها و تنها - سببى براى دفاع از برخى غاصبان اموال بينوايان و حفظ اموال غصبى ايشان شود ؛ و در نتيجه ، عامل قوى زدايندهء فقر و محروميّت ، به صورت عاملى براى بقاى فقر و شيوع آن ميان توده هاى مردم درآيد . توضيح در حديث رضوى « ع » ، تعبير « لعلل كثيرة - به علَّتهايى فراوان » آمده است ، و بدين گونه به ديگر علَّتهاى اساسى حرمت مال ، و به غايات حكيمانهء مصالح فردى و اجتماعى ، و خيرات و سعادتهاى زندگى و پيشرفت آن اشاره شده است . و از آن جمله است جلوگيرى از هرج و مرج در اموال ، و ايجاد امنيّت اقتصادى ، و استحكام بخشيدن به ساختارهاى اجتماعى ؛ با همهء اينها موضوع اقتصادى مهمّى كه - در حديث شريف مذكور - در بارهء آن تأكيد شده است و از مهمترين علَّتها براى حرمت مال به شمار آمده است ، حفظ زندگى فرد با دور كردن فقر از آن است . بنا بر اين ، حرمت مال در نظام اسلامى - چنان كه هم اكنون اشاره كرديم - حكم وسيله اى را پيدا نخواهد كرد كه توانگران براى باز بودن دستشان در داشتن و انباشتن مال و مصرف كردن آن بدان متمسّك شوند ، بلكه اين خود دليلى قاطع خواهد بود بر مبارزهء اسلام با