محمد رضا حكيمي - محمد حكيمي - علي حكيمي ( مترجم : آرام )

435

الحياة ( فارسي )

فقر و طرد آن - به همهء اشكال - و محكوم كردن و برانداختن آن از آغاز و منشأ آن تا انگيزه ها و علل ، و پيدايش و شيوع يافتن آن . و براستى مايهء دهشت است كه در ميان مردم كسانى يافت شوند كه براى اموال انباشته در نزد توانگران حرمت قائل باشند ، و هيچ حرمتى براى مال كارگر بدبختى قائل نباشند كه شب و روز در كارخانه و كارگاه جان مىكند و از صاحب آن جز اندكى از حق خود نمىگيرد . آيا براى اين كارگر و حقّ مغصوب و تلاشهاى روحى و بدنى او ، و ضايعاتى كه نصيب او مىشود ، هيچ اهميّت و حرمتى وجود ندارد ، و همهء حرمت به اموال سرسامآور توانگران گوناگون اختصاص پيدا مىكند ، كسانى كه اموالشان با ارقام عادى به شمارش در نمىآيد ! ؟ و از اين دلخراشتر آن است كه امثال اين گونه موضعگيرى را به دين حنيف خدا نسبت دهند ؟ !