محمد رضا حكيمي - محمد حكيمي - علي حكيمي ( مترجم : آرام )

43

الحياة ( فارسي )

گفتيم كه : سختدلى ( قساوت قلب ) ، به معنى كاهش حسّاسيّت روحى و ناهمگونى با معيارهاى انسانى و اخلاقى است ، و اين به كاهش حسّاسيّت جسمانى مىماند كه سرانجام آن هلاكت و مرگ است . انسان ، از راه احساس خود ، آتش را از برف و گرمى را از سردى و نرم را از زبر با لمس كردن و حس كردن تميز مىدهد ، و از همين راه نيز درد را باز مىشناسد و به درمان كردن آن برمىخيزد . و همان گونه كه فقدان احساس جسمى باعث نابودى مىشود ، فقدان احساس قلبى نيز به هلاكت روحى و مرگ انسانيّت انسان مىانجامد ؛ چه انسان از راه همين احساس باطنى ، حقايق را ادراك مىكند ، و ستم را از دادگرى تشخيص مىدهد ، و به انجام دادن كارهاى نيك و آرمانى تمايل پيدا مىكند ، و از بد بودن و بد كردن دورى مىگزيند . انسان فاقد احساس قلبى به سنگى مىماند كه بىتوجّه از كنار بيچارگان و محرومان مىگذرد ، و دردهاى ديگران هيچ واكنشى در وجدان او به وجود نمىآورد ؛ و به همين جهت توجّه و اهتمامى به امور ايشان پيدا نمىكند ، و به انسانهاى ديگر همچون كسانى مانند خويش نمىنگرد كه شايستهء محبّت و مهربانى باشند ، بلكه آنان را تنها وسيلهء بهره بردارى خويش تصوّر مىكند . و از اينجا معلوم مىشود كه بر اجتماع تكاثرى و سرمايه دارى - اغلب - عواطف متعالى فرمانروايى نمىكند ، بلكه استيلا و سرورى در اينجا ، با سنگدلى و جور و جفا و تجاوز اقتصادى و ايجاد فشار بر ديگران همراه است . و براى همين است كه اسلام برنامه هاى اقتصادى را زير نظر و نفوذ فرعونهاى فزونخواهى و طاغوتهاى ثروت اندوزى قرار نمىدهد . 3 - كور شدن باطن : در اين باره بايد بگوييم كه چشمهاى آدمى منحصر به اين دو چشمى كه در سر جاى دارد نيست ، زيرا قلب و دل آدمى را نيز چشمى است كه خداوند متعال آن را در باطن آدمى قرار داده است تا چيزهايى را ببيند كه چشم سر نمىتواند ديد . آرى ، دل با اين چشم چيزهايى مشاهده كند ، كه چشمان سر آنها را نمىبينند . و با اين گونه ديدن چيزها و حقايق ، وسيلهء اندازه گيرى واقعى و درست به دست مىآيد ، كه نه تنها مقياس سود و زيان مادّى و كنونى است ، بلكه از