محمد رضا حكيمي - محمد حكيمي - علي حكيمي ( مترجم : آرام )

42

الحياة ( فارسي )

نمىبينى كه همهء اندامهاى بدن مأموران قلب و مترجمان آنند و خواستهء آن را بيان مىكنند ؟ » و مراد از قساوت قلب ، مرگ وجدان و به خود رها شدن عواطف انسانى است ، همان عواطفى كه مايهء تمايز آدمى از جانوران است ؟ پس انسانى كه دل ( وجدان ) او مرده باشد ، در واقع حيوان است ، هر چند به صورت انسان باشد . و قساوت قلبى كه از فراوانى مال پديد مىآيد ، عامل فعّالى است در زندگى متكاثران و طرز عمل كردن ايشان با اجتماع ، و نتيجهء آن ستم كشيدن مردم و مورد بهره بردارى قرار گرفتن و مكيده شدن خون ايشان است . و آنچه در بيان علَّت پيدا شدن قساوت قلب جلب نظر مىكند ، سرچشمه گرفتن آن از دو امر است : ( 1 ) - خوردن خون . ( 2 ) - جمع كردن مال . و شايد خواننده ميان اين دو خاستگاه بتواند وجود ارتباطى را احساس كند ، چه جمع آورى مال خود صورت ديگرى از خوردن و مكيدن خون مردم است . و خورده شدن خون مردم به توسّط متكاثران ، همان بلعيدن بهاى زندگى افراد و احتكار شدن روزى بندگان و جيره خواران خدا به دست ايشان ، و گنجسازى و اندوختن متراكم اموال و امكاناتى است كه خداى متعال براى سامانيابى زندگى همهء بندگان خويش ارزانى داشته است . متكاثران هيچ توجّهى به آنچه بر ناكامان مىگذرد ندارند ، و بىاعتنا از كنار رنجهايى كه به همجنسان و برادران دينى آنان مىرسد عبور مىكنند ، و در برابر كوخها و كلبه هاى فقيران و تيره بختان ، خانه هاى آراسته و پيراسته و كاخهاى افراشته تر از « خورنق » و « سدير » « 1 » خويش را بنا مىكنند ، و نازان و خرامان حياتى را مىگذرانند كه آكنده از افراط و تكبّر و اسراف و ولگردى و نافرمانى خداوند است .

--> « 1 » « خورنق » ، قصرى معروف در بين النّهرين ، كه يكى از ملوك عرب آن را براى يزدگرد اول ساسانى ساخت . « سدير » نيز قصرى معروف كه نامش در اشعار عرب آمده است .