محمد رضا حكيمي - محمد حكيمي - علي حكيمي ( مترجم : آرام )

41

الحياة ( فارسي )

مردمان تأكيد مىورزد ، سپس با مكتب اقتصادى خود به تباه كردن عقل و ضعيف كردن آن و كوچك شمردن علم و كشتن آن اقدام مىكند ؟ آيا چنين چيزى ممكن است ؟ آيا روا است كه بگوييم بعضى از احكام اسلامى متضاد با بعضى ديگر است - مثلا - اخلاق آن انسانى است و اقتصاد آن ضدّ انسانى ؟ و آيا چنين تضادى - بر فرض كه وجود داشته باشد - با عدل و حكمتى كه بر تشريعات ( احكام ) اسلامى حاكم است سازگار است ؟ 2 - سنگدلى ( قساوت قلب ) . . . : قلب ، در تصوّر اسلامى ، مركز اصلى عقيده و پذيرفتن اصول دينى و محور معنويّات انسان و خداگرايى و پاكيزگى و پاكنهادى او است . پس خصلتهاى روحى ، از عاطفه و بيدارى وجدان و لطافت احساس ، همه برخاسته از قلب و انگيخته از آن است . با توجّه به اين حقايق ، قلب اگر در هم آلايد و سخت شود ، استوانه هاى اصلى شخصيّت انسان از لحاظ عقيده و عاطفه و وجدان فرو مىريزد ، و دين او سست مىشود ، و اخلاق او در معرض سقوط قرار مىگيرد . و اين تباهى و فروپاشى ، از مركز اصلى به نواحى ديگر وجود آدمى و زواياى زندگانى علمى و فرهنگى و اقتصادى و سياسى و اجتماعى او سرايت مىكند ، و تفكَّر و عمل انسانى نيز گرفتار نارسى و ناپختگى يا ناشايستگى مىشود . براى تعليم اين واقعيّت مهم سخنان بيداركننده اى در حكمت حديثى آمده است ، چنان كه پيامبر اكرم « ص » مىفرمايد : « في الإنسان مضغة إذا هي سلمت و صحّت ، سلم بها سائر الجسد ، فإذا سقمت سقم بها سائر الجسد و فسد ؛ و هي القلب « 1 » ( 1 ) در انسان پارهء گوشتى است « 2 » كه چون صحيح و سالم بماند ، قسمتهاى ديگر بدن نيز سالم مىماند ، و چون بيمار شود ، باقى بدن بيمار و گرفتار فساد خواهد شد ؛ و آن قلب است » . و امام صادق « ع » مىفرمايد : « ألا ترى ! أنّ جميع جوارح الجسد شرط للقلب ، و تراجمة له ، و مؤدّية عنه « 3 » ( 2 ) آيا

--> « 1 » « خصال » شيخ صدوق / 31 . « 2 » اشاره به قلب ظاهرى كه مظهر قلب باطنى است . « 3 » « علل الشّرائع » 1 / 109 .