محمد رضا حكيمي - محمد حكيمي - علي حكيمي ( مترجم : آرام )

405

الحياة ( فارسي )

حقوقشان گوش فرا نمىدهد . پس فقر عمده ترين مانع براى پيوستن به اجتماع و عضو شدن در آن است ، و همان است كه شخص دارا و محترم را از نزديك شدن به فقير باز مىدارد ، و فقير را از همزيستى با ديگران و حضور آشكار در اجتماع محروم مىسازد ؛ طبقات ثروتمند و برخوردار با ناكامان نشست و برخاست نمىكنند ، و - بطبع - هيچ مجال اجتماعى يا سياسى يا حزبى براى ايشان فراهم نمىآورند ، از اين رو محرومان چنان در اجتماع زندگى مىكنند كه گويى در آن نيستند ، زيرا كه مردمان به چشم حقارت در آنان مىنگرند و همگان تحقيرشان مىكنند . و اين گونه است كه قشرهاى فقير و ناكام هر روز بيش از روز پيش مورد غفلت واقع مىشوند و حيثيّت ايشان بيشتر فرو مىافتد . و چون كار به اين تراز از بدبختى برسد ، ديگر چه فرصتى براى بينوايان باقى مىماند تا در ميدان سياسى يا حزبى نقشى - هر اندازه كوچك - داشته باشند ؟ و بدين گونه است كه تعيين سرنوشت ايشان در اختيار ثروتمندان و فزونخواهان و بهره كشان چيره و فعّال در همهء ميدانهاى اجتماعى ( سياسى ، حزبى ، اقتصادى و . . . ) ، قرار مىگيرد . آرى ، در آن هنگام كه ناكامان و بينوايان و تيره روزان از ميدانهاى اجتماع رانده شوند - رانده شدنى در غالب موارد علنى و در پاره اى از موارد غير علنى - و از مراكز اصلى دور بمانند ، و حرمت انسانى ايشان شكسته شود ، و منزلت اجتماعيشان از ميان برود ، و از دخالت در هر سازمان حزبى ، يا فعّاليّت سياسى ، يا نهضت فرهنگى ، يا صحنهء هنرى محروم باشند ، ديگر كجا براى آنان فرصتى باقى خواهد ماند تا به قضاياى حياتى بپردازند يا در مسائل سرنوشت ساز در سياست و اقتصاد مشاركت پيدا كنند ، يا در صدد باز پس گرفتن حقوق از دست رفتهء خويش برآيند ؟ و پيرو اين چگونگيها ، كارها به صورتى - به ظاهر - طبيعى در دست توانگران و ثروتمندان ، بويژه متكاثران ، يعنى در دست بدترين بدان اجتماع - به نصّ سخن پيامبر بزرگوار « ص » « 1 » - قرار خواهد

--> « 1 » « جامع السّعادات » 2 / 36 ؛ « مكارم الاخلاق » / 526 ، نيز - فصل 8 ، از اين باب ( جلد سوّم )