محمد رضا حكيمي - محمد حكيمي - علي حكيمي ( مترجم : آرام )
256
الحياة ( فارسي )
عدالت اجتماعى ، بدرستى چاره گر و پاسخگو باشند ، بدان گونه كه امامان هادى « ع » ما را بر آن واداشتهاند و راه دست يافتن به آن را به ما نشان دادهاند . آرى ، اسلام بايد بدين گونه فهميده و شناخته شود ، نه فهميدنى جامد و با افقى محدود و ميدانى تنگ ، از آن دست كه نتواند - در اين عصرهاى تحوّل - همراه با زندگى بشرى پيش برود ، و با رسالتهاى دين حنيف خدا همگام گردد ، و « حوادث معاصر » را برانداز و پاسخگويى كند ، و با زندگى ( حيات ) در تماس باشد ، و دست چپاولگران ثروتهاى مردم را ببرد ، و اموال عمومى را به صورتى شايسته از دستبرد متجاوزان دور نگاه دارد ، و « جامعه اى قائم بالقسط » و « نظامى عامل بالعدل » بسازد . « 1 » در پرتو آنچه گفته شد ، معلوم مىشود كه هر دشواريى كه جامعهء اسلامى ؛ بويژه محرومان و زير فشار قرار گرفتگان - كه اكثريّت را تشكيل مىدهند - با آن روبرويند ، از چگونگى فهم دين و احكام و حدود و مقرّرات آن سرچشمه مىگيرد ( نه از خود دين ) ، چه اگر دين چنان كه بايد و شايد - مجموعى و فراگير و هدفدار - فهميده شود ، هيچ مشكلى بر جاى نخواهد ماند جز اينكه دين آن را حل خواهد كرد . اين است كه همهء سخن در كيفيّت اين فهم است . در سخنى كه از ملَّا محمّد مهدى نراقى - در نگاهى به فصل نهم « 2 » - ياد كرديم خوب دقت كنيد ، كه وى به مسألهء « كنز » ( كلان اندوزى ) ، به صورتى جدا از بقيهء دين و تعاليم آن نظر نكرده است ، از اين رو آن را موضوعى مستقل از زكات شمرده است ، و ايستارى قاطع داشتن در برابر آن را - بروشنى - با حكمت حاكم بر نظام عامّ شرع و تشريع مطابق
--> « 1 » پر روشن است كه مسلمانان اگر نتوانند دست طاغوتهاى اقتصادى مسلَّط بر ثروتها و امكانات را ، در داخل سرزمينهاى اسلامى ، كوتاه كنند ، هيچ گاه نخواهند توانست دست طاغوتهاى اقتصادى خارجى را كوتاه سازند ، چرا ؟ چون طاغوتهاى اقتصادى ، در منافع و راه رسيدن به منافع ، در همه جاى جهان ، به هم پيوستهاند و از هم جدايى ندارند . اين موضوع را همگان بايد به خوبى بدانيم ؛ و از آن آگاه و نسبت به آن بيدار باشيم . « 2 » ( جلد سوّم ) .