محمد رضا حكيمي - محمد حكيمي - علي حكيمي ( مترجم : آرام )

242

الحياة ( فارسي )

يقول : ويلك ما أنت ؟ فيقول : أنا كنزك الَّذي تركت بعدك « 1 » - ( 1 ) هر كس گنجى ( اندوختهء كلانى ) از خود برجاى گذارد ، در روز قيامت براى او به صورت يك افعى پرزهر درمىآيد كه دو نقطهء سياه بر بالاى دو چشم دارد و به دنبال او به راه مىافتد . ( زراندوز ) به او مىگويد : اى واى ، تو چه هستى ؟ مىگويد : من گنج توام كه پس از خود بر جاى گذاشتى . . . » . و همچون اين حديث علوى : « ما زاد على أربعة آلاف فهو كنز ، أدّى زكاته أم لم يؤدّ . . . « 2 » - ( 2 ) آنچه افزون بر چهار هزار ( درهم ) باشد كنز است ، خواه زكات آن را داده باشد ، يا نه » . 5 - ايستار ابو ذر غفارى در برابر مالهايى كه زكات آن پرداخته شده بود ، و خواندن « آيهء كنز » كه مىرساند كه صرف مال در راه خدا و رساندن آن به دست نيازمندان وظيفه است ، تا ديگر نيازمند و مسكينى بر جاى نماند ، و انباشتن آن - حتى اگر زكات آن ادا شده باشد - ممنوع است . « 3 » 6 - سخن ابو ذر غفارى : « من ترك بيضاء أو حمراء ، كوي به يوم القيامة « 4 » - ( 3 ) هر كس سفيد ( نقره ) يا سرخى ( طلايى ) بر جاى گذارد ، با آن در روز قيامت داغ خواهد شد » . و ابو ذر همان راستگويى است كه راستگويى او مورد تأييد پيامبر اكرم « ص » قرار گرفته است و همه مىدانند . « 5 » او كسى است كه حقايق احكام قرآنى را از پيامبر اكرم « ص » و امام علىّ بن ابى طالب « ع » فرا گرفته است ؛ و امام على « ع » ، در هر ايستارى كه وى در برابر اموال گرفت او را تأييد كرد . 7 - مىشود حديث مورد بحث را با احاديث ديگر كه مطلق كنز ( چه از اموال زكاتى چه غير زكاتى ) را ممنوع شمرده است بدين گونه جمع

--> « 1 » « مجمع البيان » 5 / 26 . و شايد دو حديث نبوى مذكور در آغاز اين فصل ( حديث « تب » و حديث « حذر » - خطاب به صحابى جليل ، عبد اللَّه بن مسعود ) ، براى اثبات جدا بودن موضوع كنز ( اندوخته هاى كلان ) از موضوع زكات بسنده باشد ، و حرمت « كنز » را برساند . « 2 » « مجمع البيان » 5 / 26 . و شايد دو حديث نبوى مذكور در آغاز اين فصل ( حديث « تب » و حديث « حذر » - خطاب به صحابى جليل ، عبد اللَّه بن مسعود ) ، براى اثبات جدا بودن موضوع كنز ( اندوخته هاى كلان ) از موضوع زكات بسنده باشد ، و حرمت « كنز » را برساند . « 3 » به صفحه هاى 216 تا 220 مراجعه شود . « 4 » « مجمع البيان » 5 / 26 . « 5 » « الغدير » 8 / 312 - 314 .