محمد رضا حكيمي - محمد حكيمي - علي حكيمي ( مترجم : آرام )
228
الحياة ( فارسي )
( 5 ) « آيهء كنز » ، ظاهر ، بلكه صريح است در معنايى كلَّى و اصلى اقتصادى و اجتماعى و مهم و سازنده « 1 » ، و امرى حياتى را در اجتماع ترسيم مىكند ، و امكان آن هست كه به خودى خود اصلى مستقل به شمار رود ، و احاديث نيز اين معنى و مفهوم را تأييد مىكند ، بنا بر اين ، آن را ذيل و تابعى از آيات زكات قرار دادن بر خلاف ظاهر آن است ، و حكمت بلاغى و هدايت ابلاغى آن را نفى مىكند . ( 6 ) - سياق آيه نيز با اين گمان سازگار نيست ، از * ( يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا ) * تا * ( فَبَشِّرْهُمْ بِعَذابٍ أَلِيمٍ ) * ، ، زيرا محتواى تعليمى كه از همهء اين آيه مفهوم مىشود ، عيبجويى از منحرف ساختن مال است از جايگاههاى آن ، و نكوهيدن انباشتن اصل مال و همهء آن است ، نه جزئى از آن ، چه آيه مىخواهد مسيرهاى انحرافى مال را نشان دهد كه يكى از مهمترين آنها انباشتن است ، از آنرو كه مال را از اينكه « وسيله » و « قوام » باشد خارج مىكند ، و به صورت « غايت » و « هدف » درمىآورد ؛ بنا بر اين ، از لحاظ تعليم و تربيت ( در جهت ساختن فرد و جامعه ) ، اين خود گمراه كننده است كه آفاق اين آيه را تنگ كنيم ، و آن را به مفهومى تأكيدى بازگردانيم كه در آيات فراوان ديگرى آمده است . ( 7 ) - همخوانى عامّى كه بر مجموعهء تعاليم اسلامى فرمانروايى مىكند نيز ، ما را بر آن مىدارد كه موضوع « آيهء كنز » را مستقل بشماريم ، چه اختصاص دادن آن به سهم زكاتى مال و پسنديده شمردن گنجسازى مبالغ ديگرى از سيم و زر ، امرى است مخالف با نظر اسلام در بارهء مال و حكمت معيشتى منظور از مال « 2 » . و اين امرى آشكار است ، چون گرد آورى مال و انباشتن آن چيزى نيست كه اسلام آن را جايز شمارد . در پرتو آنچه گذشت روشن مىشود كه اين دو موضوع : « كنز » و
--> « 1 » . شمارى از عالمان اسلامى ، از جمله ، فقيه نراقى به اين موضوع تصريح كردهاند ، فصل 9 ، از اين باب ، « نگاهى به سراسر فصل » ( جلد سوّم ) . « 2 » - « تعريف مال در اسلام » ، فصل پيشين .