محمد رضا حكيمي - محمد حكيمي - علي حكيمي ( مترجم : آرام )

229

الحياة ( فارسي )

« زكات » ، مستقل از يك ديگرند ، و اسلام كنز را به صورت مستقل مطرود شناخته است ، چنان كه در ضمن واجب كردن زكات نيز مرتبه اى از آن را نفى و طرد كرده است . 4 - محتواى تربيتى « آيهء كنز » : در ذيل « آيهء كنز » ، حديثى از پيامبر اكرم « ص » روايت شده است بسيار سازنده - آن را در فصل نقل كرديم - كه روح آيهء قرآنى را جلوه گر مىسازد و مفهوم اساسى و تربيتى آن را مجسّم مىكند . براى روشنتر ساختن موضوع سه نكته را مورد بحث قرار مىدهيم : ( 1 ) - چگونگى برخورد پيامبر اكرم « ص » با مفهوم آيه ، و نظر آن حضرت نسبت به واقعيّت كنز ، و تكرار اين تعبير بسيار كوبنده : « نابود باد طلا ، نابود باد نقره » ، آشكارا و قطعى به ما مىفهماند كه نزول آيه براى بيان موضوعى است تازه و بزرگ و داراى اهميّتى فراوان ، كه دريافت آن براى اصحاب ( كه وحى الهى را از زبان پيامبر « ص » مىشنيدند و از نزديك به محتواى آن پى مىبردند ) ، دشوار مىنمايد ، و از اين رو به پرسش كردن در بارهء آن مىپردازند . ( 2 ) - آشكار است كه رسول خدا « ص » در تعبير كوبندهء « نابود باد . . . » و سه بار تكرار كردن آن ، چيزى جز سيم و زر را طرد نمىكرده و مىخواسته است گرد آوردن و انباشتن آنها را محكوم كند ، نه اينكه بخواهد اهميّت خارج كردن سهم زكاتى مال را مورد تأكيد قرار دهد ؛ و اين به خوبى آشكار است . و پيش از اين ياد كرديم كه يكى از دليلهاى مهم بر موضوع مورد بحث ( كه مراد آيه مطلق انباشتن طلا و نقره است نه نپرداختن زكات آنها ) ، ذيل حديث است ، كه اصحاب پرسيدند : « چه مالى را اختيار كنيم ؟ » ، نه اينكه : « چه مقدار از طلا و نقره انباشته سازيم كه روا باشد ؟ » . ( 3 ) - يكى از نكته هاى حسّاس و مهم در حديث مذكور ، تعبير « تبّا - نابود باد . . . » است ، كه آن را پيامبر اكرم « ص » ، در مقام طرد