محمد رضا حكيمي - محمد حكيمي - علي حكيمي ( مترجم : آرام )
196
الحياة ( فارسي )
آزادى او خط بطلان مىكشد ، و تسلَّط مال فريبنده و آثار منفى ثروتمندى را بر وى تحميل مىكند . و در نتيجه او را يا به چنگال فقر شديد گرفتار مىسازد يا تكاثر غفلتآور . بنا بر اين منحرف شدن از راه ميانه ، آدمى را در يكى از دو زندان به بند مىكشد : زندان تكاثر و زندان فقر . ( 2 ) - فطرت آدمى ، در دو بعد مادّى و معنوى ، بر مبناى « قصد » و ميانه روى ساخته شده است ، و پيمودن راه ميانه نقش اصلى را در همهء ابعاد زندگى به خود انسان واگذار مىكند ، تا بنا بر فطرت خود به عمل برخيزد . و از همين راه است كه براى انسان توفيق آن فراهم مىآيد كه آزادانه بينديشد ، و خويشتن را از همهء انگيزه هاى مادّى و محرّكهاى اقتصادى دور نگاه دارد ، و به خواست خود تصميم بگيرد و به خواست خود عمل كند . تجاوز از اين خصلت فطرى عاملى است كه موجب تباهى انسان و سقوط او مىشود . ( 3 ) - راه ميانه و پيمودن آن مردم را به كندن ريشهء استكبار اقتصادى و سپس سياسى ، و رهانيدن اجتماع از استضعاف و نتايج منفى آن موفّق مىدارد . و اين امر - چنان كه گذشت - از مهمترين رسالتهاى دين است . آرى ، هنگامى كه اجتماع ، در قضاياى مالى - چه در مالكيّت و چه در مصرف - راه ميانه را بپيمايد ، و دستگاه فرمانروايى نيز به آن مؤمن باشد و براى آن برنامه ريزى كند ، و از آن انحراف نيابد ، پايگاههاى تكاثر و اتراف فرو مىريزد ، و نيروهاى مركزى استكبار و زمينه هاى استضعاف ديگران - به اشكال گوناگون آشكار و پنهان آنها - از كار مىافتند . پس راه خدا - در قلمرو اقتصاد - و راه سودمند به حال مستضعفان ، همان راه ميانه و اقتصادى است ، و همان است كه امام امير المؤمنين « ع » در باره آن فرموده است : « و طريقنا القصد « 1 » - ( 1 ) راه ما راه ميانه ( اقتصادى ) است » . ( 4 ) - پيمودن راه ميانه ( اقتصادى ) ، ضامن ايجاد تعادل در شخصيّت فرد و ايجاد موازنه در واقعيّت اجتماع است ، چون كه فقر و بينوايى
--> « 1 » « خصال » 2 / 627 .