محمد رضا حكيمي - محمد حكيمي - علي حكيمي ( مترجم : آرام )
197
الحياة ( فارسي )
شخصيّت فرد را خرد مىكند و استعدادهاى او را از ميان مىبرد ؛ و بدين گونه آفتهاى خوارى و نادانى و عقب ماندگى را - كه تفصيل آن در فصلهاى آينده خواهد آمد - بر سر اجتماع فرو مىريزد ، و در نتيجه ، جامعه اى كه اسير و گرفتار فقر شده است ، نمىتواند بر پايهء محكمى از پيشرفت و ترقّى بايستد . تكاثر و فزونخواهى نيز مايه هاى اخلاقى فرد را تباه مىكند ، و دوستى شادخوارى و مصرفگرايى و طغيان را در جانها پديد مىآورد ؛ همچنين با رواج يافتن مصرفهاى تجمّلى و زياده رويهاى اقتصادى ، مايه هاى اخلاقى اجتماعى را مىسوزاند ؛ پس اين هر دو امر ( تكاثر و فقر ) ، مايهء تباهى شخصيّت فرد و حيثيّت اجتماع خواهد شد ؛ و دارويى براى اين دو درد بيدرمان ، جز پيمودن راه ميانه و مراعات اقتصاد ميانه روى نيست ، چه از اين راه است كه شخص به تعادل خويش مىرسد ، و جامعه به موجوديّتى متوازن دست مىيابد . ( 5 ) - پيمودن راه ميانه و اقتصادى ، تنها چيزى است كه بوسيلهء آن ، اموال جنبهء « قوامى » و « قيامى » پيدا مىكنند . و اين امرى آشكار است ، زيرا كه قوام و استوارى زندگى فرد و اجتماع جز به اعتدال و اقتصاد ( ميانه روى ) تحقّق پيدا نمىكند ، چنان كه امام سجّاد « ع » در دعاى خود چنين از خدا خواستار شده است : « و قوّمني بالبذل و الاقتصاد « 1 » - ( 1 ) مرا بوسيلهء بخشندگى و ميانه روى استوار بدار » . و اين آموزش ما را به فهم رابطهء محكم ميان قوام زندگى فردى ( كه مقدّمهء قوام اجتماعى است ) و مراعات ميانه روى در معيشت ، رهبرى مىكند . و از اينجا به ارتباط موجود ميان دو آيه پى مىبريم : « آيهء قصد » « 2 » و « آيهء قيام » « 3 » . ( 6 ) - « ميانه روى » امرى فطرى است ( يعنى فطرت آدمى آن را مىپذيرد و خواهان آن است ) . دين نيز امرى فطرى است ، پس ميانه روى ، بنا بر طبيعت خود ، امرى دينى مىشود . و دين بنا بر جوهر و
--> « 1 » « صحيفهء سجّاديّه » / 202 ( دعاى 30 ) . « 2 » « سورهء نحل » ( 16 ) : 9 . « 3 » « سورهء نسا » : 5 .