محمد رضا حكيمي - محمد حكيمي - علي حكيمي ( مترجم : آرام )
164
الحياة ( فارسي )
جريان داشته باشد . و فراموش مكن آنچه را از پيامبر اكرم « ص » بدين صورت روايت شده است : « لكلّ أمّة عجل ، و عجل هذه الأمّة الدّينار و الدّرهم « 1 » - ( 1 ) هر امّتى را گوساله اى ( بتى ) است ، و گوساله ( بت ) اين امّت دينار و درهم است » . پس آنچه گوساله است ( و بت - مانند گوسالهء سامرى - كه مردم آن را به ناحق بپرستند ) ، با آخرتى شايسته و صالح جمع نمىشود . و فراهم آوردن مال بسيار و محور قرار دادن آن و از حد گذشتن در طلب و گرد آوردن و پيش خود نگاه داشتن اموال ، همان چيزى است كه آن را به صورت گوسالهء سامرى درمىآورد ، و آدمى را به پرستش آن بلكه به عبادت شيطان بوسيلهء آن برمىانگيزد . و روايت است كه « إنّ أوّل ما ضرب الدّينار و الدّرهم رفعهما إبليس ثمّ وضعهما على جبهته ، ثمّ قبّلهما و قال : « من أحبّكما فهو عبدي » « 2 » ( 2 ) نخستين بار كه سكهء درهم و دينار زده شد ، ابليس آن دو را برداشت و بر پيشانى خود نهاد ، سپس آنها را بوسيد و گفت : « هر كس شما را دوست بدارد ، بواقع بندهء من است » . آگاهى ( 2 ) مايهء شگفتى است كه گروهى به محدوديّت كيفى مال ( به دليل آنچه در اسلام آمده است و در فقه ما هنگام بحث از كسبهاى حرام ياد شده است ) معترفند ، ليكن به محدوديّت كمّى مال عقيده ندارند و از آن سخنى نمىگويند ، در صورتى كه هر كس به اقتصاد و مبانى آن و بويژه « اقتصاد عملى » ، اندك توجّهى داشته باشد ، مىداند كه محدوديّت كيفى در طلب مال و كسب آن ناگزير به محدوديّت كمّى مىانجامد ؛ بنا بر اين نمىتوان ميان محدوديّت كيفى مال و عدم محدوديّت كمّى آن ( مگر به دليل غفلت يا تغافل ) جمع كرد . به اين موضوع ، از لحاظ اهميّتى كه
--> « 1 » « جامع السّعادات » 2 / 36 . « 2 » « جامع السّعادات » 2 / 38 ؛ نيز - فصل 41 ، از اين باب ، پايان « نگاهى به سراسر فصل » ( جلد پنجم ) .