محمد رضا حكيمي - محمد حكيمي - علي حكيمي ( مترجم : آرام )
138
الحياة ( فارسي )
ايشان مىبرد ( و مردمان را از آن بيم مىدهد كه فرزندان خويش را به شاگردى زرگران بسپارند ، زيرا كه زر و زيور ثروتمندان امّت را مىسازند ) ، و اين كار را بىدليل و حكمتى انجام مىدهد ؟ آيا چنين چيزى ممكن است ؟ يا اينكه پيشواى امّت به اين دليل چنين مىكند كه دوست ندارد مسلمانان ثروتمند و بىنياز باشند ؟ نه ، نه اين امر بىدليل و حكمت است ، و نه پيشواى هدايت با بىنيازى مسلمانان و عزّت ايشان مخالف است و آن را براى ايشان دوست نمىدارد . . . هيچ كدام . . . پس واقع چيست ؟ واقع اين است كه طبيب الهى درد پنهان را مىداند و مىشناسد و آن را به مردمان معرّفى مىكند ، تا چنان شود كه ريشهء درد را براندازد و آن را ريشه كن سازند ؛ و « راهنما » ( پيشرو كاروان ) هرگز دروغ نمىگويد . توانگران متكاثر كسانيند كه اندازهء تعيينشدهء الهى را در تقسيم امكانات معيشتى ، از طريق بلعيدن اموال ، و دزديدن ارزاق ، و غصب زمينها ، و انحصارطلبى در همه چيز ، و احتكار ، و بالابردن نرخها و سودها ، و مكيدن خون مردم و نظاير اينها - كه با خواسته هاى قرآن و فريادهاى دين مخالف است - تغيير مىدهند . توانگران كسانيند كه از دست يافتن همهء افراد به ثروتى كفافى و بسنده جلوگيرى مىكنند ، و فقر را در اجتماع - با روش زندگى و اموال خويش و با بهره مندى بىحساب از نعمتهاى الهى - شايع مىسازند ، و مانع آن مىشوند تا تودهء امّت به عزّت و بىنيازى و استقلال و عدالت و قسط دسترسى پيدا كند ، بويژه آن مشت مردم ثروتمندى كه هواخواه « وابستگى اقتصادى » اند ، و آن را از آن روى روا مىشمارند كه از منافع و درآمدهاى ويژهء آن بهره مند شوند . پس بايد رسول خدا « ص » و جانشينان معصوم او ، براى علماى اسلام و فرمانروايان اسلامى ، اسوه اى نيكو باشند ، تا بتوانند متكاثران را طرد كنند و دستشان را از كارها ببرند ، تا جوانان منحرف نشوند ، و مستضعفان از پا درنيايند . لازم است كه علما براى مجسم ساختن سيره و روش نبوى تلاش كنند . پس بايد به تحقّق بخشى به سيرهء پيامبران بازگشت ، و از سخن صرف و اقدام مرتجعانه پرهيز كرد .