منذر حكيم / عدى غريباوى ( مترجم : جلالى )

22

أعلام الهداية ( پيشوايان هدايت ) ( فارسى )

مىداد در آرام كردن اوضاع تلاش كرد . امام مجتبى عليه السّلام در تمام عرصه‌هايى كه پدر بزرگوارش به ايراد سخن مىپرداخت و اقداماتى كه انجام مىداد در كنار آن حضرت و در تمام جنگ‌هاى آن بزرگ‌مرد ، در ركاب پدر حضور داشت و آن‌گاه كه معركه سخت درگرفته و بحرانى مىشد از پدر ارجمندش درخواست اجازهء حضور در ميدان كارزار و ادامهء جنگ مىنمود ، ولى امير مؤمنان عليه السّلام از بيم اين‌كه مبادا با شهادت فرزندانش حسن و حسين عليه السّلام دودمان نبى اكرم صلّى اللّه عليه و إله از ميان برود ، بر عدم شركت آن دو در جنگ و نبرد تأكيد مىورزيد . امام حسن عليه السّلام تا آخرين لحظات حيات پدر ، در كنار آن بزرگوار قرار داشت ، رنج و محنتى كه پدر ارجمندش از مردم عراق مىديد او را نيز رنج مىداد و با نگرانىهاى وى نگران مىشد . او با چشم خود مىديد كه معاويه مبلّغان خود را براى ناسزاگويى به پدر و الا مقامش على عليه السّلام در سراسر كشور پراكنده ساخته و فرماندهان سپاه پدرش را با پول و مقام فريب داده و توانسته بيشتر آن‌ها را از اطراف امام عليه السّلام پراكنده سازد تا آنجا كه امام على عليه السّلام براى جدايى از آنان از خداى خويش آرزوى مرگ يا شهادت مىكند [ آرى ؛ او ] سرانجام به فيض شهادت نائل آمد و امام حسن عليه السّلام ميان آن همه فشارها و سختىها و بين مردم كوفه‌اى - كه دست از يارى پدرش شسته - و باقيماندهء قواى خوارج و جنگ‌طلبىهاى شاميان ، تنها ماند . با تصريح امير مؤمنان عليه السّلام به خلافت و جانشينى فرزندش امام مجتبى و تسليم ميراث نبوت به وى ، مردم كوفه و مهاجر و انصار پيرامونش گرد آمده و براى احراز مقام خلافت با آن بزرگوار دست بيعت دادند . امام حسن عليه السّلام افزون بر دارا بودن دانش و تقوى و عزم و اراده و لياقت و شايستگى خلافت ،