منذر حكيم / عدى غريباوى ( مترجم : جلالى )

30

أعلام الهداية ( پيشوايان هدايت ) ( فارسى )

حجر الأسود با يكديگر در كشاكش بودند ، وى را براى حلّ نزاع خود برگزيدند و حضرت با دست زدن به ابتكارى بسيار جالب به‌گونه‌اى عمل كرد كه همهء طرف‌هاى درگير از آن خرسند شدند . در چهل سالگى به پيامبرى مبعوث شد و با بصيرتى كامل مردم را به سوى خدا دعوت كرد و از ميان كسانى كه قبل از ديگران ايمان آورده بودند ، ياران خويش را گرد آورد و پس از سپرى شدن سه يا پنج سال از آغاز دعوت وى به سوى حق ، خداوند به او فرمان داد تا بستگان خويش را - از عذاب الهى - بترساند . سپس به وى دستور داد رسالت خويش را آشكار كند و مردم را آشكارا به اسلام فراخواند تا كسانى كه به اسلام علاقه‌مندند به جمع مسلمانان و مؤمنان بپيوندند . از همان زمان ، قريش در برابر حركت رسول اكرم صلّى اللّه عليه و إله و سلم مانع به وجود آوردند و كوشيدند مردم را از راه خدا بازدارند و از انتشار رسالت وى جلوگيرى كنند . پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و إله و سلم نيز ناگزير در پى گشودن روزنهء جديدى براى دعوت خود در خارج از مكّه برآمد و گروهى از مسلمانان را به حبشه اعزام نمود كه با استقبال گرم « نجاشى » پادشاه آن سرزمين روبرو شدند . اين گروه به رهبرى جعفر بن ابو طالب در آن سرزمين اقامت گزيدند و جعفر ، تا سال هفتم هجرى آن ديار را ترك نكرد . قريش كه در جهت همدست كردن نجاشى با خود و بر ضد مسلمانان توفيقى نيافتند ، به طرحى جديد متوسل شدند كه در تحميل محاصرهء اقتصادى و اجتماعى و سياسى نمودار گشت . اين محاصره سه سال به طول انجاميد و آن‌گاه كه قريش از به تسليم واداشتن پيامبر و ابو طالب و ساير بنى هاشم براى اهداف خود نوميد گشتند ، حصر را شكستند ؛ ولى پيامبر و نزديكانش پس از