ابو الفضل هادى منش

60

ساقى تشنه ( نگاهى به زندگى حضرت ابوالفضل ( ع ) ) ( فارسى )

پيامبران به شما در مورد [ پاسداشت ] ما سفارش نكرد ؟ آيا ما از دودمان پيامبر صلى الله عليه و آله نيستيم ؟ آيا زهرا عليها السلام مادر من نيست ؟ آيا پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله برترين آفريدگان خدا نيست ؟ به خاطر جنايت‌هايى كه كرديد رسوا خواهيد شد و از رحمت پروردگار دور مىشويد و به زودى به آتش عذاب او در خواهيد آمد . در اين هنگام امام حسين عليه السلام دست بر كمر گرفت و فرمود : الآنَ انْكَسَرَ ظَهْرِى وَ قَلَّتْ حِيلَتِى « 1 » وَ شَمَّتْ بِى عَدُوِّى . « 2 » اكنون كمرم شكست و بىچاره شدم و دشمنم نسبت به من ، پرده‌در و مغرور شد . 2 . وداع امام با عباس عليه السلام وقتى امام بالاى سر حضرت عباس عليه السلام رسيد ، پس از گريه بر بالين سر او و خواندن اشعارى كه از شدت اندوه سرچشمه مىگرفت ، اندكى فرصت يافت چند جمله‌اى در واپسين لحظات ، با او صحبت نمايد . ابتدا امام تصميم گرفت بدن او را برداشته و به خيمه‌گاه ببرد . اما حضرت عباس عليه السلام چشم‌هاى خود را گشود و وقتى امام را بالاى

--> ( 1 ) . مثير الأحزان ، ص 84 ؛ الخوارزمى ، مقتل الحسين عليه السلام ، ج 2 ، ص 30 ( 2 ) . بحرالعلوم ، مقتل الحسين عليه السلام ، ص 322