ابو الفضل هادى منش
53
ساقى تشنه ( نگاهى به زندگى حضرت ابوالفضل ( ع ) ) ( فارسى )
3 . نبرد با دشمن حضرت عباس عليه السلام آنان را بسيار پند داد ، اما در آنها اثرى نگذاشت . سپس به سوى آبراه فرات حملهور شد . چهار هزار نفر از آبراه نگاهبانى مىكردند « 1 » كه پانصد تن از آنها كماندارانى بودند كه به محض نزديك شدن كسى به فرات تير پرتاب مىنمودند . امام حسين عليه السلام بر شترى سوار شد و به دنبال حضرت عباس عليه السلام حركت كرد . عمر سعد فرياد زد : « واى بر شما ميان او و فرات حائل شويد و نگذاريد به آب دست يابد » و گروهى را براى جلوگيرى از پيشروى امام ، فرستاد . امام در اين هنگام دست به دعا برداشت و فرمود : « پروردگارا ! تشنگى را به او بچشان ! » مردى از قبيله بنى دارم سخن امام را شنيد ، عصبانى شد و تيرى بر چله كمان گذاشت و آن را به سوى امام پرتاب كرد . تير بر چانهء امام اصابت نمود . امام دست زير چانه گرفت و آن را از خون پر كرد و به هوا پاشيد و فرمود : « بار خدايا ! از آن چه به پسر دخت رسولت صلى الله عليه و آله روا مىدارند به تو شكايت مىكنم » . در اين ميان ، حضرت عباس عليه السلام خود را به آب
--> ( 1 ) . محمدباقر مجلسى ، جلاء العيون ، ص 679