ابو الفضل هادى منش
54
ساقى تشنه ( نگاهى به زندگى حضرت ابوالفضل ( ع ) ) ( فارسى )
رسانيد . لشكر از آن سو به او حمله كرد و او را محاصره نمود . « 1 » او با صداى رسا ابياتى سرود كه ترجمه آن چنين است : به خداوند شكستناپذير و بزرگ و به حجون ( كوهى در مكه ) و حطيم ( مكانى در مسجد الحرام ) و زمزم ، سوگند ياد مىكنم كه امروز پيكرم را به خونم آغشته مىكنم و در راه حسين عليه السلام كه پيشواى پر افتخار اهل فضل و بخشش است ، جهاد مىنمايم . « 2 » آن گاه به سوى دشمن هجوم برد . حملهء او به قدرى برقآسا بود كه سبب پراكنده شدن و فرار دشمن شد . اين حمله بىامان سبب شد تا دشمن از خيال نبرد رو در رو ، بيرون آيد . بدين منظور اجازه دادند عباس عليه السلام آب بردارد تا آنان از اين فرصت استفاده كرده ، در پشت نخلها كمين كنند . « 3 » هنگامى كه حضرت مشك را از دوش خود برداشت و آن را پر نمود ، دست زير آب برد تا مشتى از آن بنوشد ؛ چرا كه جنگ ، او را تشنهتر كرده بود . اما وقتى كه آب را نزديك لبهاى خود آورد ، ياد تشنگى امام خويش و فرزندان او كرد و آب را روى آب ريخت و سرود : اى نفس پس از حسين عليه السلام خوار باشى ! و پس از او
--> ( 1 ) . الإرشاد ، ج 2 ، ص 113 ؛ اللهوف ، ص 117 ( 2 ) . الخوارزمى ، مقتل الحسين عليه السلام ، ج 2 ، ص 30 ؛ الفتوح ، ج 5 ، ص 207 ( 3 ) . مناقب آل ابى طالب ، ج 4 ، ص 108