السيد هاشم الرسولي المحلاتي
79
زينب عقيله بنى هاشم ( س ) ( فارسى )
زينب عليها السلام شد و فرمود : « يا عَمَّةُ ! اسْكُتي فَفِي الباقي عَنِ الماضِي اعْتِبارٌ ، وَ انْتِ بِحَمْدِاللَّهِ عالِمَةٌ غَيْرُ مُعَلَّمَة ، فَهِمَةٌ غَيْرُ مُفَهَّمَة . . . » [ عمه جان ! آرام و خاموش باش كه باقيماندگان بايد از گذشتگان پند گيرند و تو بحمداللَّه ناخوانده دانايى و نياموختهء خردمند هستى . . . ] در مجلس پسر زياد كسى كه با كتابهاى تاريخ و مقاتل سروكار داشته باشد مىداند كه پسر زياد حداكثر رذالت و بىشرمى را نسبت به خاندان پيغمبر انجام داد ، و بدون ترديد اگر سروكار اين خاندان مظلوم و پاك ، با هر كافر و بىدين و بيگانهاى افتاده بود به اين اندازه نسبت به آنها رذالت و ستم روا نمىداشت . از وضع جشن پيروزى ابن زياد ترتيب داد و ستمها و اعمال ننگين وى در آن مجلس در مقابل ديدگان حضار و زنان و كودكان و خواهران امام عليه السلام چيزها نوشتهاند و دربرابر آن ، همگى شهامت و شجاعت و قوت قلب دختر اميرالمؤمنين عليه السلام را دربرابر آن سفّاك تاريخ ستوده و داستانها نقل كردهاند . كيفيت ورود زينب عليها السلام و وضع لباس و جامهء او را در آن مجلس بهگونهاى رقّتبار و غمانگيز نوشتهاند ، شيخ مفيد « ره » در « ارشاد » مىنويسد : « دَخَلَتْ زَيْنَبُ عَلَى ابنِزِيادٍ وَ عَلَيْها ارْذَلُ ثِيابِها