السيد هاشم الرسولي المحلاتي

76

زينب عقيله بنى هاشم ( س ) ( فارسى )

گنديده دارد . « 1 » ) براستى كه بد توشه‌اى براى خود پيش فرستاديد كه خشم خدا برشماست و درعذاب جاويدان هستيد ! آيا مىگرييد ؟ آرى بگرييد كه به‌خدا سوگند شايستهء گريستن هستيد ، بسيار هم بگرييد و اندك بخنديد كه ننگ آن گريبانگير شماشد ، و و بال آن شما را در برگرفت و هرگز لكهء اين ننگ را از دامان خود نتوانيد شست ! و چگونه پاك خواهيد كرد ننگ كشتن فرزند خاتم پيمبران و معدن رسالت و آقاى جوانان بهشت را ! همانكه در جنگ سنگر شما و پناه حزب و دستهء شما بود ! و در هنگام صلح سبب آرامش دلتان و مرهم زخمتان ، و در جنگ‌ها مرجع شما و بيانگر دليل‌هاى روشن و چراغ هدايت شما بود ! براستى كه چقدر بداست آنچه را براى خود از پيش فرستاديد و چه بد است بارگناهى را كه براى روز جزا بر دوش خود نهاديد ! نابودى و سرنگونى بر شما ! كوششتان به نوميدى انجاميد ، و دستهاتان بريده شد و سوداگرى شما زيان داد ! و به خشم خدا بازگشتيد و خوارى و بيچارگى را براى خود مسلم و قطعى كرديد ! واى برشما ! ( هيچ مىدانيد ) چه جگرى از رسول خدا پاره كرديد ؟ و چه پيمان محكمى را شكستيد ؟ و چه پردگيانى را از او از پرده بيرون افكنديد ؟ و چه حرمتى را از او هتك كرديد ؟ و چه خونى از او ريختيد ؟ كار بسيار

--> ( 1 ) - به گفتهء آن شاعر : ظاهرت چون گور كافر پر حلل * باطنت قهر خدا عزوجل ظاهرت چون بوذر و سلمان بود * باطنت همچون ابوسفيان بود از برون طعنه‌زنى بر بايزيد * وز درونت ننگ مىدارد يزيد