على محمدى
37
شرح اصول استنباط ( فارسى )
و ملتفت بود نه غافل نمىفرمود : او معذور است چون متمكن از احتياط نيست خير او معذور نيست بلكه بايد فحص و بحث كند و متمكن از احتياط هم هست در نتيجه آن قسمت از حديث كه دليل بر برائت در شبهه است مربوط به موضوعيه شد و اين قسمت كه مربوط به شبهه حكميه است ربطى به جاهل بسيط ندارد بلكه مربوط به غافل يا معتقد بخلاف است پس حديث ربطى بما نحن فيه ندارد . دو نكته : 1 - قوله : و قد ظهر : اينكه امام فرمود : احدى الجهالتين اهون وجه اهونيت چيست ؟ جواب : وجهش آنست كه در جهالت به حكم با بيانى كه ذكر شد احتياط ممكن نيست و لذا قطعا معذور است ولى در جهالت به موضوع احتياط ممكن است ولى در عين حال واجب است و آن هم موجب عذر است . 2 - قوله : و لعّل : در اينجا سئوالى مطرح مىشود و آن اينكه در جهل به موضوع هم ممكن است شخص غافل باشد و احتياط در حق او ممكن نباشد پس چرا امام ( ع ) عدم تمكن از احتياط را و غفلت را به جاهل به حكم اختصاص دادند ؟ جواب اينست كه : در جهل به موضوع يعنى عده ، احتمال غفلت بسيار نادر است چون مرديكه توجّه دارد كه با زنى مىخواهد ازدواج كند كه ثيب است نه بكر البتّه توجّه به عده هم خواهد داشت و كم است كه از اين امر غافل باشد و وقتى توجّه داشت يا علم به انقضاء عده خواهد داشت ، يا علم به بقاء و يا شك در انقضاء خواهد داشت و لذا غافل نيست تا نتواند احتياط كند ولى نسبت به جاهل به حكم بالعكس است يعنى كم پيش مىآيد كه غافل نباشد و اقدام كند زيرا كه آدم شاك متردّد در شبهه حكميه وظيفهاش فحص است و البته اگر فحص كند حكم را خواهد يافت