على محمدى

15

شرح اصول استنباط ( فارسى )

بيان آنست و حيث لا بيان فلا تكليف و محذورى هم كه استعمال در اكثر و . . . باشد لازم نمىآيد . قوله : و قد استدل : در اين مقام حضرات اصوليين براى اثبات برائت در شبهات تحريميه به آيات ديگرى هم متوسّل مىشوند كه به نظر ما دلالت آنها ناتمام است و از جمله آنها آيات ذيل را نقل و دلالت آنها را نقد مىكنيم : قوله تعالى فى سورة الاسراء : « وَ ما كُنَّا مُعَذِّبِينَ حَتَّى نَبْعَثَ رَسُولًا » . كيفيت استدلال : مشهور گفته‌اند : بعث رسول كنايه از بيان تكليف است و معناى آيه اينست كه عذاب هرفرد يا گروهى دائر مدار بعث رسول و بيان تكليف بر آنها است پس اگر بيانى و اصل شده عقابى هست و الّا فلا و هذا هو معنى اصل البرائة . از اين دليل جناب شيخ انصارى در رسائل جوابهائى داده‌اند « 1 » . و جناب مصنف جوابشان اينست كه ظاهر آيهء شريفه اينست كه تعذيب هرامتى دائر مدار ارسال رسولى به سمت آنان است و معنايش اينست كه ما هيچگاه قبل از بعث رسول قومى را هلاك نكرديم بلكه هميشه پس از بعث رسول و نافرمانى آنان عذاب مىفرستاديم . بنابراين آيه از ما نحن فيه به كلى اجنبى است زيرا كه ما نحن فيه سخن از شك در يك مورد جزئى آن هم پس از بعث رسول است نه قبل از آن يعنى پيامبر آمده و همهء احكام را بيان كرده حالا ما در مورد مثلا شرب توتون كه از موضوعات مستحدثه است و بيانى ندارد دچار ترديد شده‌ايم و در اينجا عذاب قبل از بيان نيست بلكه بعد از بعث رسول است .

--> ( 1 ) - كه در شرح رسائل ، ج 2 ، آورده‌ام .