على محمدى

81

شرح اصول استنباط ( فارسى )

از غذا خوردن كشيده‌اند و تا لحظاتى قبل آكل بودند ولى الان نيستند اراده كرده‌ايد ؟ يا كسانى را كه بالفعل اشتغال به اكل دارند ؟ حسن الاستفهام دليل بر اين است كه كلام عند الاطلاق محتمل الوجهين است و در خصوص ماتلبس حقيقت نيست آرى اگر بجاى اسق الماء بگويد : اسق الشاى الآكل من الرجال اين قرينه مىشود كه مراد مولى خصوص گروه اول است يعنى كسانى كه از اكل فارغ و بيكار نشسته‌اند ( چون برحسب عادت معمولا در اثناء غذا خوردن كسى چائى نمىنوشد ) حال اين يك مثال بود و كليه مواردى كه كلام خالى از قرائن حاليه و مقاميه و . . . باشد همين حكم را دارد كه استفهام در آنجاها حسن است و هو دليل الاعمية و وقتى حقيقت در اعم شد پس مشتق كلى شده و دو فرد پيدا مىكند و به عقيدهء ما كما سيأتى در باب اوامر و نواهى استعمال كلى در فرد را حقيقت ميدانيم نه مجاز پس هركدام كه اراده شود حقيقت خواهد بود . قوله : و امّا الموارد : مجددا سخن قبلى را تكرار مىكنيم كه مواردى كه از مشتقات خصوص ماتلبس بالمبدء فى الحال تبادر مىكند حتما به كمك قرينه است و كذلك مواردى كه خصوص ما انقضى عنه التلبس متبادر است و منشاء اختلاف اقوال هم عدم ملاحظه اين قرائن دقيقه است و الّا همه متفق مىشوند به حقيقت بودن در اعمّ . دليل دوّم : استدلال امام ( ع ) به آيهء شريفهء : لا يَنالُ عَهْدِي الظَّالِمِينَ : هنگاميكه از معصوم ( ع ) سئوال شد آيا پس از پيامبر فلانى لياقت خليفه بودن داشت يا نه ؟ حضرت فرمود : خير بدليل اينكه قرآن فرموده : لا يَنالُ عَهْدِي الظَّالِمِينَ كيفيت استدلال : لا شك در اينكه خليفه اول در زمان گذشته و قبل از اسلام آوردن ظالم بنفسه بود و بت‌پرستى مىكرد و الان يعنى پس از اسلام آوردن بالفعل