على محمدى
82
شرح اصول استنباط ( فارسى )
ظالم به نفس نيست و بتپرستى نمىكند ولى معذلك امام ( ع ) براى اثبات عدم لياقت وى به آيهء شريفهء مذكور كه وصف اشتقاقى ظالم را به كار برده تمسك مىكنند كه : خليفه اول ظالم است و عهد خدا يعنى امامت به ظالمين نمىرسد پس خلافت به خليفهء اوّل نمىرسد اين دليل آنست كه مشتقات حقيقت در اعم هستند و گرنه اين استدلال ناتمام بود و معصوم ( ع ) بدان استدلال نمىكرد . ان قلت : شايد در آيه شريفه قرينهاى وجود دارد و ببركت آن لفظ ظالمين در اعم استعمال شده و در نتيجه اگر مع القرينه شد مجاز مىگردد و به درد استدلال نمىخورد . قلت : در ظاهر آيه هيچ قرينهاى وجود ندارد و اگر هم شك كنيم از اصل عدم قرينه استفاده مىكنيم پس نتيجه مىگيريم كه مشتقات حقيقت در اعم هستند . و باز استدلال ديگر به آيه : وَ آتُوا الْيَتامى أَمْوالَهُمْ . كه بر شخص بالغ بالفعل اطلاق يتيم شده به لحاظ اينكه در گذشته يتيم بوده ( البته باز هم احتمال قرينه منتفى نيست و به نظر مىآيد كه براى اثبات مطلب به موارد خاصه نمىتوان استدلال كرد و حق اينست كه به تبادر و صحت سلب تمسك كنيم آن هم مؤيّد قول اوّل است و به درد قول ثانى كه مصنف اختيار نموده نمىخورد ) . تمرينات : جواب تمرين اوّل : المشتق هو كل اسم دال على تلبس مبدء بذات . جواب تمرين دوّم : حال نطق منظور است نه حال تلبس . جواب تمرين سوم : آرى متفاوت است در بعضى موارد فعليت و گاهى ملكه و گاهى شأنيت و گاهى حرفه و صنعت و . . . مىباشد . جواب تمرين چهارم : دليل قول اول تبادر و صحت سلب بود و دليل قول