على محمدى
64
شرح اصول استنباط ( فارسى )
كه به معناى فروختن آمده ( وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ يَشْرِي . . . ) و به معناى خريدن نيز آمده ( و شروه بثمن بخس دراهم معدودة ) و امثال اين مثالها در لغت عرب و هر لغتى فراوان است . نظير كلمهء شير در لغت فارسى كه بر سلطان جنگل گفته مىشود بر مادهايكه از پستان حيوانات دوشيده مىشود هم اطلاق مىشود يا كلمهء باز بر باز شكارى اطلاق مىشود و بر مفتوح بودن باب و كتاب و . . . نيز اطلاق مىشود حال از مثالها فارغ شده و به سراغ نكات تعريف اشتراك لفظى برويم : نكته اوّل : كلمهء تعدد المعانى يعنى در مشترك لفظى اصل معنا متعدد و دو يا چند معناى جداگانه دارد بدينوسيله مشترك معنوى خارج شد زيرا كه در اشتراك معنوى معناى لفظ متعدد و كثير نيست بلكه معنا واحد است منتها اين معناى واحد ، كلّى و داراى افراد و مصاديق مختلفه است مانند انسان كه براى حيوان ناطق وضع شده ولى اين معنا كليت دارد و بر همهء افراد انسان ولو يك ميليارد هم كه باشد بطور مساوى صادق است و مانند وجود كه به معناى هستى و تحقق است و بر كليه موجودات عالم بطور متفاوت صادق است ( چون انسان كلى متواطى و وجود كلى مشكك است ) . نكتهء دوّم : كلمهء الحقيقيه است يعنى در مشترك لفظى معانى متعدد همه از معانى حقيقيه مىباشند بدينوسيله باب حقيقت و مجاز خارج شد كه در آنجا معانى متعدد در كار است ولى برخى حقيقى و برخى مجازى هستند مثل كلمهء اسد كه در حيوان مفترس استعمال مىشود در رجل شجاع كذلك در مطلق الشجاع هم كذلك ولى در اولى حقيقت و در دو معناى بعدى مجاز است و در خصوص اخيرى از نوع عموم المجاز است در مقابل عموم الاشتراك . نكتهء سوّم : كلمهء لفظ واحد است كه بدينوسيله الفاظ متعدد را خارج