على محمدى

63

شرح اصول استنباط ( فارسى )

ظاهر مىشود كه صحيحى حق نداشت به اطلاق تمسك كند ولى اعمى مجاز بود . . . 3 - مبحث سوم : اشتراك لفظى در لغت سومين مبحث از مباحث اوليهء باب الفاظ راجع به مسئله اشتراك لفظى و ترادف است و در اين رابطه چهار بحث فشرده خواهيم داشت بحث اول پيرامون بيان چند اصطلاح است يعنى اشتراك لفظى ، اشتراك معنوى حقيقت و مجاز ، ترادف و اين بحث را با تعريف اشتراك لفظى آغاز مىكنيم : و آن عبارتست از تعدّد معانى حقيقيه براى لفظ واحد در لغت واحده يعنى اينكه لفظ واحدى در لغت واحده‌اى براى دو يا چند معنا جداجدا وضع شده و همهء آنها از معانى حقيقيه باشند و لا فرق كه واضع آن لفظ براى همهء اين معانى يكنفر باشد يا افراد كثيره فى المثل كلمهء عين در لغت عرب براى معانى گوناگون وضع شده از قبيل : « چشمه ، چشم ، زانو ، گودال زانو ، چشمهء آفتاب يا پرتو آن ، چشمه ترازو ، اهل شهر ، مقيمان سراى و مردم ، كس ، ديدبان ، جاسوس ، پوست كه در آن گلوله كمان افتد ، گروه ، قوت حاسه بينائى ، بهترين و گزيدهء هر چيز ، ذات و نفس هر چيزى ، شخص ، ربا ، مال ، ميل ترازو ، نظرگاه ، كناره ، نگاه ، جاى ريزش آب كاريز و « 1 » . . . » و كلمهء قرء كه بر اقراء و قروء جمع بسته مىشود در لغت عرب براى دو معناى متضاد وضع شده كه يكى طهر و پاكى است ( وَ الْمُطَلَّقاتُ يَتَرَبَّصْنَ بِأَنْفُسِهِنَّ ثَلاثَةَ قُرُوءٍ ) و ديگر حيض و قاعدگى است ( دعى الصلاة ايام اقرائك ) يا كلمه جون كه در لغت عرب به معناى ابيض و اسود آمده و عرب مىگويد : الجون من عوارض الجسم اى البياض و السواد و مانند كلمهء شراء

--> ( 1 ) - فرهنگ جامع ، مادّه عين . -