على محمدى
57
شرح اصول استنباط ( فارسى )
صحت نذر بود و ما مىگوئيم : شخص ناذر لفظ صلوة را در صلوة صحيح استعمال كرده نه فاسد زيرا انسان عاقل كه نذر نمىكند كه صلوة فاسده يعنى صلوة صورى و بدون قصد قربت را در مكان مكروه انجام ندهم آنكه متعلق قصد نيست آرى نذر مىكند كه عمل صحيح را در مكان مكروه انجام ندهد چون موجب كمتر شدن ثواب مىگردد و در بخش دوّم كه سخن از حنث نذر بود مىگوئيم : همان را كه نذر كرده بود يعنى صلوة صحيح با همان مخالفت كرده و صلوة صحيح انجام داده منتها منظور صحيح من جميع الجهات غير از جهت مخالفت با نذر است پس حنث نذر شده و كفاره دارد آرى پس از تعلق نذر فعل آن حرام مىشود ولى منظور صحيح از غير اين جهت است . نتيجه اينكه هيچكدام از اين ادلّه قول به اعم را ثابت نكرد . مرحلهء پنجم : يا تصوير قدر جامع : شكى نيست در اينكه صلوة صحيحه به لحاظ اوقات مختلفه و احوالات گوناگون مكلفين داراى مراتب متعددى است كه يك مرتبه آن صلوة دو ركعتى و مرتبهء ديگر سه ركعتى و مرتبه ديگر چهار ركعتى است كما اينكه يك مرتبه آن صلوة المسافر و مرتبه ديگر آن صلوة الحاضر است و نيز يك مرتبه آن عمل انسانى است كه مىتواند همهء اجزاء و شرائط را بخواند و مرتبه ديگر آن عملى است كه با يك اشاره انجام مىپذيرد و ما بينهما مراتب كثيرهاى هست . همچنين صلوة فاسد هم داراى مراتب گوناگونى است زيرا به تعداد هر جزء يا شرطى كه كم مىشود و تبادل و جابجائى پيدا مىكند يك عمل فاسد تحقق مىيابد آنگاه اين سئوال مطرح است كه آيا لفظ صلوة مثلا از قبيل اسماء اجناس است كه وضعشان عام و موضوعلهشان نيز عام است ، يا از قبيل حروف و اسماء اشاره است كه وضع عام و موضوعله خاص