على محمدى

43

شرح اصول استنباط ( فارسى )

خويش به يك امر وجدانى تمسك مىكنند كه ما اين مطلب را با ذكر مقدمه‌اى بيان مىكنيم : در ميان هر ملّت و جمعيّتى وقتى الفاظ جديد با معانى جديد پيدا مىشوند از قبيل امام امت ، ولى امر مسلمين ، جمهورى اسلامى و . . . روزهاى اول با كمك قرائن از آنها اين معانى تازه اراده مىشود ولى وقتى هر روز و هر شب اين استعمالات تكرار شد كاملا طبيعى است كه با گذشت كوتاهترين مدّت اذهان افراد جامعه با معانى آنها انس و الفتى تنگاتنگ پيدا كرده بدرجه‌ايكه تا گفته مىشود : امام فرمودند . . . آن فرد خارجى معين رضوان اللّه و بركاته عليه به ذهن تبادر مىكند و هذا معناى وضع تعيّنى ، پس مطلب كاملا محسوس و ملموس است با حفظ اين مقدّمه مىگوئيم : اوّلين‌بار كه لفظ صلوة و حج و . . . در معانى جديد استعمال شد در لسان قرآن و امين وحى الهى يعنى جبرئيل بود كه پيك خدا بر پيامبر بود و وظيفه داشت اين آيات را به پيامبر ابلاغ كند و لا شك در اينكه مراد خدا و قرآن و جبرئيل همين معانى شرعيه بود نه لغويه و نيز ترديدى نيست در اينكه پيامبر ( ص ) هم كه گيرندهء وحى بود با كمك قرائن حاليه و مقاليه و امثال آن اين معانى جديده را دريافت نموده و با همين معانى براى مسلمين بيان كرد سپس كرارا و پشت سر هم آيات نازل مىشده و در لسان قرآن و جبرئيل براى پيامبر و در لسان پيامبر براى مسلمين اين معانى جديده به مردم گوشزد مىشد و طبيعى است كه چنين چيزى حتّى با گذشت يك هفته و يك ماه و سال بدرجهء حقيقت مىرسد تا چه رسد به اينكه مدّت 23 سال در لسان آيات و روايات نبويه اين استعمالات تكرار شود كه صددرصد حقيقت مىشود و تا چه رسد به الفاظى از قبيل صلوة - صوم و . . . كه گاهى در شبانه‌روز چند نوبت تكرار مىشد كه صد در هزار اين لفظ در معناى جديد حقيقت مىشود و اگر انسان متعارفى باشد و اهل تشكيك و وسواس نباشد قطع بدين امر