على محمدى
42
شرح اصول استنباط ( فارسى )
و در كتب مربوطه ثبت و ضبط مىشد و حتما بدست ما هم مىرسيد آن هم در حدّ خبر متواتر چون تمام عوامل و مقتضيات براى نقل موجود و كليهء موانع مفقود بوده ولى با همهء اينها حتّى در يك مورد همچنين چيزى نقل شده كه روزى رسول گرامى اسلام حضرت محمّد بن عبد اللّه ( ص ) بر بالاى منبر تشريف برده و پس از حمد و ثناى الهى فرمودند : ايها الناس انّى وضعت لفظ الصلاة للاركان و الهيئات المخصوصه و لفظ الحج للمناسك المخصوصه و . . . خير در كتب سير و تراجم اثرى از آن نيست آنكه مورد بحث است وضع تعينى مىباشد كه شارع مقدّس در ابتداء امر اين الفاظ را در اين معانى جديده و مخترعه با كمك قرائن حاليه و مقاليه و . . . به كار مىبرد ولى تدريجا در عصر خود شارع و در استعمالات او در اثر تكرار فراوان در اذهان مخاطبين معانى جديده ريشه گرفته بدرجهايكه پس از گذشت يكسال يا بيشتر مثلا در همان صدر اوّل اين الفاظ در اين معانى حقيقت شدند آيا چنين چيزى ثابت است يا اينكه خير در عصر شارع از آغاز تا پايان مدّت 23 سال رسالت هميشه اين استعمالات مع القرينه بوده و بعدها در عصر امير المؤمنين و خلاصه در استعمالات متشرعه بدرجه حقيقت رسيده تا حقيقت متشرعه ثابت باشد ؟ در اين رابطه اقوالى وجود دارد : 1 - گروهى بقول مطلق مثبت حقيقت شرعيه هستند . 2 - گروهى بقول مطلق منكر حقيقت شرعيه مىباشند . 3 - و گروهى نيز تفصيل مىدهند ميان الفاظ كثير الاستعمال و قليل الاستعمال و هركدام دلائلى دارند كه در كتب معالم - قوانين و . . . تبيين شده و تفصيل مطلب را بايد از آنها طلب كرد . جناب مصنف مىفرمايند : حق اينست كه حقيقت شرعيه بر نحو وضع تعينى ثابت است و در مقام توضيح و استدلال بر مدّعاى