على محمدى

388

شرح اصول استنباط ( فارسى )

قاعدهء لطف شما حدود آنها مشخص نشده و ابهاماتى وجود دارد و قدر متيقن اينست كه اظهار حق بر امام حاضر آن هم به طرق متعارفه واجب و لازم است نه بر امام غايب يا از طريق اعجاز كه معلوم نيست قاعدهء لطف اين امور را هم مقتضى باشد پس اين طريقه نيز قابل قبول نيست . اشكال طريقهء سوم : اين طريقه داراى دو شرط است تا حدس قطعى بياورد . شرط اول : زمان يك زمانى باشد كه امام ( ع ) حضور داشته و امكان تشرف به محضرش باشد و به درد زمان غيبت نمىخورد يعنى در زمان غيبت اگر صدها سال هم جميع علماء اعصار و امصار بر امرى متفق شوند نمىتوان قاطع شد كه حتما آن را از زبان امامشان گرفته و نسلا بعد نسل به آيندگان رسانده‌اند بلكه شايد به استناد حديثى ، آيه‌اى ، اصلى و . . . بوده باشد . 2 - تازه در زمان حضور هم شرائط به گونه‌اى باشد كه براى امام ( ع ) امكان اظهارنظر و بيان حقيقت باشد و الّا اگر امام ( ع ) چهارده سال در زندان بسر مىبرد و احدى با حضرتش تماس ندارد يا در معسكر و لشكرگاه دشمن در سامراء بسر مىبرد و يا آزاد است ولى كاملا تحت مراقبت و نظر كه كلمه‌اى نمىتواند بگويد باز نتوان از اتفاق امت حدس قطعى زد به رأى امام و مدعى شد كه امت اين رأى را از امامشان گرفته‌اند و لذا طريقهء حدس هم ارزشى ندارد . قوله : نعم : آرى طريقهء چهارم به عقيدهء ما بهترين راه براى تحصيل اجماع در اعصار متأخره است و آن طريقه اينست كه اگر همهء علماء اعصار و امصار بر امرى از امور متفق شدند ما يقين مىكنيم كه اين فتوا حتما به استناد آيه يا روايت و يا اصل مسلمى است كه نزد آنها بوده هرچند اين مستند بدست ما نرسيده باشد ولى يقين مىآيد البته با انضمام مقدمات خارجيهء ذيل :