على محمدى

383

شرح اصول استنباط ( فارسى )

اجماع هم به نزد عامه حجت است و هم عند الخاصه با اين تفاوت جوهرى كه آنان براى اجماع اصالت و استقلال قائلند و آن را يك دليل مستقل بر احكام شرعيه مىدانند و اصولا اساس كار آنها با اجماع درست مىشود زيرا اساس خلافت ابى بكر است و به اتّفاق فريقين خلافت وى نه در قرآن منصوص است نه در احاديث معتبره و مواترهء نبويه و نه در حكم عقل و لذا چاره‌اى نداشتند جز اينكه به اجماع امت متمسك شوند و اين كار را هم كرد كه داستان مفصلى دارد « 1 » و امّا در نزد اماميه ارزش اجماع به مناط كاشفيت قطعى آن از رأى معصوم است . پس هر اتفاق نظرى كه كاشف باشد ارزشمند است ولو اجماع مصطلح نباشد . و هر اتفاقى كه كاشف قطعى نباشد بىارزش است ولو اجماع مصطلح و اتفاق الكل باشد . آنگاه در ميان خود علماء شيعه اين بحث مطرح شده كه نحوهء كاشفيت اجماع از رأى معصوم چيست ؟ در اين رابطه طرق و مبانى گوناگون ذكر شده كه در حدود دوازده طريقه در كتاب مرحوم شيخ اسد الله تسترى عنوان شده و جناب مصنف به اهمّ آن طرق كه چهار طريقه ذيل باشد اشاره مىكنند : 1 - طريقه اجمالى حسى يا دخول يا تضمنى كه اين طريقه را سيّد مرتضى و اتباع او قائل بودند و آن اينكه وقتى ما اتفاق نظر همهء علماء امت را بدون استثناء بر امرى از امور شرعيه تحصيل كرديم البته قول امام ( ع ) هم در ميان اقوال مجمعين خواهد بود كما اينكه خود حضرتش در ميان مجمعين بوده و ما به محضرش بار يافتيم ولى حضرتش را بشخصه نشناختيم و دليل دخول امام در ميان مجمعين آنست كه

--> ( 1 ) - در شرح اصول فقه ، ج 3 ، به گوشه‌اى از آن اشاره شده است .