على محمدى
38
شرح اصول استنباط ( فارسى )
مصدر اصل است براى فعل و وصف . 2 - گروهى از بصرين مىگفتند مصدر اصل فعل و فعل اصل وصف است يعنى وصف كه اسم فاعل و مفعول و . . . باشد از فعل مشتق شده و فعل از مصدر . 3 - گروه ديگرى مىگفتند : هريك از مصدر و فعل اصلى مستقل و براسه است و هيچكدام به ديگرى برنمىگردد . 4 - و كوفيون معتقد بودند كه فعل اصل است و مصدر از آن مشتق شده با حفظ اين مقدّمه . مصنف مىفرمايد : ما قول اوّل را قبول داريم و حق اينست كه افعال از مصادر گرفته مىشوند آنگاه طبق اين قول ريشهء افعال مصادر است و مصادر اسم هستند كه صرفا هيئت معيّنى روى آن آمده و معنون به عنوان فعليّت شده فى المثل ضرب كه اسم و مصدر است براى حدث معيّنى كه حدث زدن باشد در مقابل بردن - كشتن - خوردن و . . . وضع شده بعد خواستيم صدور آن از فاعل را در زمان گذشته بيان كنيم به هيئت ماضى معلوم كه هر سه حرف آن مفتوح هستند در آورده و ضرب گفتهايم پس اصل الفعل اسم است كه مصدر باشد و فعل فرع بر او است كما اينكه هر مشتقى فرع بر مشتق منه يا مبدء اشتقاقش مىباشد آنگاه پس از آن هم كه به هيئت ماضى درآمده و فعل شده مىگوئيم : فعل تنها مفيد معانيست و در مقام افاده مقاصد مما يصح السكوت عليه نيست بلكه حتما بايد همراه فعل اسم يا اسمائى بيايند كه متمم معنى و مفهوم مراد باشند كه اين حدث از چه كسى صادر شد ؟ و فاعل آن كيست ؟ و بر چه كسى واقع شد ؟ و مفعول آن چيست ؟ البتّه ركن اصلى فاعل است ولى در افعال متعديه نياز به مفعول هم داريم از اينجا ما به اين نتيجه مىرسيم كه آن كلمهايكه مستقل حقيقى و اصلى مىباشد اسم است و امّا افعال متفرع برآن و مشتق از آن هستند و بدون اسم مفيد معناى تام نيستند و لذا در صفحهء دوّم كتاب الهداية فى النحو مىخوانديم كه جمله و كلام هيچگاه از دو فعل يا دو