على محمدى

378

شرح اصول استنباط ( فارسى )

المظلم فعليكم بالقرآن » . طائقه ثانيه : احاديث فراوانى كه مىفرمايند : اگر به دو دسته اخبار متعارضه برخورد كرديد كه مثلا حديثى مىگويد : نماز جمعه واجب است و حديثى مىگويد حرام است آنها را به قرآن عرضه كنيد و هركدام موافق قرآن است اخذ كنيد و هركدام مخالف است رها سازيد حال اگر رجوع به قرآن و تمسك به آن جايز نبود پس اين دستورات عبث بود و . . . طائقه ثالثه : احاديثى كه در آنها از امام ( ع ) حكم شرعى سئوال شده و حضرت طرف را به قرآن متوجه ساخته و فرموده اين مطلب كه سئوال از من لازم ندارد بلكه امثال آن از قرآن دانسته مىشود و شما اگر به قرآن مراجعه كنيد آن را مىيابيد . بعنوان نمونه روايات عبد الاعلى از امام صادق ( ع ) را مىآوريم : عبد الاعلى از امام ( ع ) سئوال مىكند : يابن رسول الله ( ص ) شخصى لغزيده و زمين خورده و ناخن پاى او كنده شده و محل زخم را با پارچه‌اى باندپيچى كرده حال راجع به وضو چه بايد بكند ؟ آيا مسح از او ساقط است يا نه ؟ حضرت فرمود : ان هذا و شبهه يعرف من كتاب الله يعنى اين مسئله و نظائر آن از قرآن بدست مىآيد ( و نيازى به سئوال نيست ) آنجا كه فرموده : « ما جَعَلَ عَلَيْكُمْ فِي الدِّينِ مِنْ حَرَجٍ » يعنى در اسلام حكم حرجى نيست سپس فرمود : « امسح عليه » يعنى بر همان مرارة مسح كن ( چون اصل مسح بدون مباشرت كه حرجى نيست تا ساقط شود آرى مسح بر بشره مباشرت ماسح و ممسوح حرجى است و ساقط مىشود . حال اين روايات و امثال آن بهترين شاهد است بر اينكه ما مىتوانيم بعد الفحص و اليأس به ظواهر آياتيكه واضح الدلالة هستند اخذ كنيم . و سرّ مطلب آنست كه اگرچه ظواهر قرآن مثل ظواهر ساير كلمات متكلمين حتى مثل ظواهر