على محمدى
377
شرح اصول استنباط ( فارسى )
ظاهر يافت شده و يك شك بدوى نسبت به مواردى كه از وجود قرينه مأيوس شديم و در موارد شك بدوى ديگر عملى نيست تا از اخذ به ظواهر ممانعت كند . قوله : و لاجل : اشاره به تفصيلى است كه مصنف در باب عام و خاص در جواز عمل به قرآن و سنت قبل از فحص داشتند كه نسبت به ظواهر قرآن قبل الفحص تمسك را جايز ندانستند حال مىفرمايد : بخاطر همين علم اجمالى و اخبار تفسير به رأى است كه ما در آن بحث از اخذ به ظاهر قرآن قبل از فحص منع نموديم . ادلّه اصوليين : اصوليين كه مدعى هستند كه اخذ به ظواهر قرآن بعد از فحص و يأس جايز است پس از جواب از ادلّه اخباريين براى اثبات مدعاى خود به چندين طائفه از روايات تمسك مىكنند ( شيخ انصارى ره در رسائل به پنج طائفه اشاره كرده ) و مصنف چهار طائفه را نقل كرده و به طائفه چهارم اعتراضى دارند : طائفه اولى : اخباريكه ما را امر كرده به اينكه به قرآن تمسك كنيد مانند اخبار ثقلين كه در حد تواتر از طريق عامه و خاصه نقل شده آنجا كه فرموده : « انى تارك فيكم الثقلين كتاب الله و عترتى ما ان تمسكتم بهما لن تضلوا ابدا . . . » اين اخبار سه مورد را شامل است : 1 - مواردى كه ظهور آيه مطلبى را گفته و سنّت هم در تأييد آن يا تفسير آن وارد شده . 2 - مواردى كه آيه ظهور در مطلبى دارد و سنتى بر وفاق يا خلاف نيست . 3 - مواردى كه سنّت مطلبى را بيان كرده كه از ظاهر آيات براى ما مستفاد نيست . پس ما حق داريم به قرآن تمسك كنيم و بلكه لازم است بدان اخذ كنيم و تنها راه سعادت ما است يا حديث ديگر دارد : « اذا التبست عليكم الفتن كقطع الليل