على محمدى

361

شرح اصول استنباط ( فارسى )

تكرار عمل نرسيده با اينكه بسيار هم مسئله مورد ابتلاء بوده ( كبرى ) . پس معلوم مىشود چنين چيزى جايز نيست و اگر تكرار كرديم يكنوع بدعت است . جواب ما : در كبراى سخن شما تشكيك مىكنيم كه چون امتثال اجمالى مطابق سيرهء عقلاء است نيازى به بيان جداگانه‌اى از شارع نيست بلكه كافى است كه شارع مقدس ردع نكرده باشد كه از عدم ردعش رضايت او را استكشاف مىكنيم و ما نحن فيه چنين است . و امّا صورت دوم : آنجا كه احتياط مستلزم تكرار نيست بلكه حداكثر همين يك عمل را با جميع محتملاتش از اجزاء و شرايط بجاى آوردن است مثلا نمازى مىخواند كه داراى سوره و قنوت و ساير محتملات باشد در اينجا هم بحث شده كه آيا امتثال اجمالى كافى است ؟ يا امتثال تفصيلى لازم است ؟ همان دو نظريه طرح شده : 1 - رأى متقدمين همان است كه قصد وجه و تميز در كل لازم در تك‌تك اجزاء هم لازم است . . . 2 - رأى محققين از متأخرين اينست كه در اين گونه موارد بطريق اولى امتثال اجمالى كافى است . و رأى مصنف همان رأى قدما است و مىفرمايد : اگرچه اين صورت اشكالش كمتر است ولى به‌هرحال به همان دليلى كه در صورت قبلى اشكال كرديم در اينجا هم كذلك و جواب ما همان جواب است از فرمايش مصنف . قوله : امّا اذا : آنچه تابحال ذكر شد بر فرض تمكن از علم تفصيلى بود كه اقوال مختلف بود حال اگر مكلفى علم اجمالى به احد الامرين دارد و قدرت بر علم