على محمدى

349

شرح اصول استنباط ( فارسى )

و هوسها باشد و منظور احاديث شريفهء : « ان دين الله لا يصاب بالعقول » هم همين است به مقتضاى جمع بين اخبار و مراد اصوليين هم عقل فطرى و خالص است كه عقلاء بما هم عقلاء و صرفا به مقتضاى عقلشان نه به مقتضاى عادت و انفعالات و . . . برطبق امرى حكم كنند و بدان قاطع شوند پس آنچه را كه اصولى اثبات مىكند اخبارى نفى نكرده و آنچه را كه اخبارى نافى است اصولى مثبت نيست فالنزاع لفظى . قوله : ثم : اگر كسى اهل تتبع باشد و كليه مواردى را كه عقل قاطعانه حكم مىكند با دقت و چشم بصيرت ملاحظه كند خواهد يافت كه راهنما و تنبه‌دهندهء عقل در تمام احكامش همانا اخبار و احاديث ائمه و آثار و افعال آنان و ارشادات آنان است فى المثل اگر در موارد شبهات بدويه عقل مىگويد : عقاب بدون بيان قبيح است مىبينيم كه دهها آيه و روايت به اين مضمون وارد شده كه ، « لا يكلف الله نفسا الا ما آتاها » ، « الناس فى سعة ما لا يعلمون » و . . . كما اينكه در موارد علم اجمالى كه عقل احتياط را لازم مىداند باز چندين طائفه روايت از اخبار احتياط و توقف و تثليث داريم مبنى بر اينكه « اخوك دينك فاحتط لدينك و الوقوف عند الشبهه خير من الاقتحام فى الهكلة و . . . » در نتيجه در جميع شئوون دليل و راهنماى ما ائمه معصومين ( ع ) هستند و خوشا به حال كسانى كه از اين پيشوايان گرامى پيروى كنند . مسئله چهارم : [ مسئله چهارم پيرامون قطع قطاع است و منظور از قطاع . . . ] مسئله چهارم پيرامون قطع قطاع است و منظور از قطاع عبارتست از انسان سريع القطع يعنى به زودى به امرى از امور قاطع مىشود مثلا از راه خبر متواتر قاطع مىشود ، از راه خبر عدل وثقه قاطع مىشود از راه خبر فاسق هم قاطع مىشود و . . . نه اينكه از طرق معتبره كثير القطع باشد كه آن مانعى ندارد بلكه