على محمدى
347
شرح اصول استنباط ( فارسى )
قطعك ليس طريقا و . . . با عنايت به اين مقدّمه مىگوئيم : عند المشهور كما هو الحق در باب قطع طريقى لا فرق ميان طرق و مقدمات حصول آن بلكه از هر راهى كه حاصل شود حجت و واجب الاتباع است ولى به حضرات اخباريين نسبت داده شده كه در اين مقام قائل به تفصيل هستند يعنى قطع حاصل از مقدمات شرعيه و با وساطت معصومين ( ع ) را كه از قول و فعل و تقرير آنان بدست آيد حجت و واجب الاتباع دانستهاند ولى قطع حاصل از حكم عقل و مقدمات عقليهء صرفه را حجت ندانستهاند . ( البته تعبيرات خود اخباريين متفاوت است مثلا كلمات رئيس الاخباريين ملا محمد امين استرابادى خيلى تند است و براى عقل ارزشى قائل نيست و سخنان محدث بحرانى در حدائق معتدل و متوسط است و تا حدودى براى عقل حجت قائل شده و ما به تفصيل در شرح رسائل جلد اول تنبيه دوم فرمايشات سه محدث عاليمقام يعنى استرابادى - بحرانى و جزائرى را آوردهايم . ) عمدهترين دليل اخباريين روايات فراوانى است به اين مضمون كه : « ان دين الله لا يصاب بالعقول و آراء الرجال » . مصنف مىفرمايد : اوّلا در مسئله قبلى هم بيان شد كه عقل انسان متابعت از قطع را از هر راهى كه حاصل شود واجب و لازم مىداند و كلما حكم به العقل حكم به الشرعاى امضاه پس شارع هم بما هو رئيس العقلا اين حكم عقلى را تأييد مىكند نه اينكه نفى كند . و ثانيا اگر احاديثى به مضمون حديث مذكور داريم ولى متقابلا روايات فراوانى داريم كه در اصول كافى جلد اول كتاب عقل و جهل نقل شده مبنى بر اينكه عقل در هر انسانى حجت درونى از مولى بر عبد است و ذات حق خطاب به عقل