على محمدى
327
شرح اصول استنباط ( فارسى )
يا مبين آن را هم متصلا و در همان مجلس خطاب مىگويد در اين قسم بالاجماع منعى نيست و گاهى كلام مجمل يا عامى يا مطلقى فرموده و زمان حاجت يعنى زمان عمل فرا مىرسد و پس از عمل مبين يا مقيد مىخواهد بيايد اين قسم هم به اتفاق عليه يعنى معتزله و اماميه كه طرفدار حكمت و عدل الهى هستند محال است چون تكليف بدون بيان است و عقلا قبيح است و شرعا هم فرموده : لا يُكَلِّفُ اللَّهُ نَفْساً إِلَّا ما آتاها ، انّ الله يحتج على العباد بما آتاهم و عرفهم و . . . و نيز اغراء به جهل است و نيز اى چهبسا تقويت مصلحت يا القاء در مفسده است و الكل قبيح و لا يصدر من الحكيم تعالى انما الكلام در تأخير بيان از وقت خطاب است كه مثلا زمان خطاب روز شنبه است و زمان عمل روز جمعه و روز چهارشنبه مبين آن خطاب مجمل از راه برسد آيا اين تأخير بيان چه حكمى دارد ؟ جايز است يا خير ؟ در اين زمينه چهار قول در معالم الاصول « 1 » همراه با ادله آنها نقل شده كه ما در اين مقام فهرست اقوال و قول حق را مىآوريم : 1 - عدهاى آن را تجويز كردهاند مطلقا و هو المشهور 2 - عدهاى منع كردهاند مطلقا و گفتهاند اينهم جايز نيست 3 - سيد مرتضى تفصيل داده بين ما كان باقيا على اصل اللغة تأخير بيانش جايز ولى اگر منتقل شده به عرف شرعى جايز نيست . 4 - علامه در نهايه قول ديگرى از بعض العامه نقل كرده و آن جواز تأخير بيان ما ليس له ظاهر كالمجمل و امّا ماله ظاهر و قد استعمل فى غيره كالعام و المطلق و المنسوخ فيجوز تأخير بيانه التفصيلى لا الاجمالى . . . مصنف مىفرمايد : حق اينست كه تأخير بيان از وقت خطاب فى الجمله و
--> ( 1 ) - معالم الاصول ، صفحهء 164 به بعد .