على محمدى
307
شرح اصول استنباط ( فارسى )
خود را شامل است و بقيه را شامل نيست مثل رقبهء مؤمنه ، رجل فاضل كه غيرمومنه و غيرفاضل را شامل نيست و كلمهء غيرشايع فصل و ما به الامتياز مقيد از مطلق است . قوله : و اورد : همانگونه كه دأب و ديدن دانشمندان است و نوعا در تعريفات قوم مناقشاتى دارد به اين دو تعريف هم اشكالاتى شده از لحاظ جامع افراد و مانع اغيار بودن فى المثل گفتهاند : تعريف مطلق جامع افراد نيست زيرا كه يكى از مصاديق بارز و مسلم مطلق اسماء اجناس است مثل رجل - مرئه و . . . و اين تعريف شامل آنها نيست چونكه اسم جنس بر اصل طبيعت و جنس مع قطع النظر از افراد و مصاديق دلالت دارد و سخن از دلالت بر شيوع و سريان نيست چون اصلا كارى با افراد ندارد و نيز گفتهاند اين تعريف مانع اغيار نيست زيرا كه من و ما و اىّ استفهاميه را شامل است در حالى كه آنها از الفاظ عموم هستند نه از مطلقات ( منقول از حاشيهء مرحوم مشكينى بر كفاية الاصول ج اول بحث مطلق و مقيد ) . ولى مصنف مىفرمايد : هدف از تعاريف اصولى تقريب معنا بذهن است و سخن از جامع و مانع بودن مخصوص تعاريف مناطقه و فلاسفه است كه ماهيات و حقائق اشياء را براى ما معنا مىكنند و پس از شناخت موارد هريك از مطلق و مقيد ديگر نيازى نيست كه ما بحث كنيم كه آيا تعريف آن دو و جامع و مانع هست يا نه و خوشبختانه ما اين موارد را به خوبى مىشناسيم و آنها عبارتند از : در باب مطلق اسماء اجناس و ماهيات است مثل انسان - فرس - بقر - مرئه - رجل و . . . و اسماء نكرات است مثل رجلا - اسدا و . . . و مفرد محلى به الف و لام جنس است مثل الرجل ، العالم - الانسان و . . . در قضاياى طبيعيه و . . .