على محمدى
302
شرح اصول استنباط ( فارسى )
نجاتبخش و حياتبخش عمل نمودهاند و . . . آنگاه در يكجائى يك خبر واحد جامع شرائطى وارد شده و پس از صدها سال بدست ما رسيده و عندنا اين خبر مخصص عام كتابى است آنگاه با مقدماتى كه چيديم چگونه عقل و وجدان بما اجازه مىدهد كه به مجرّد يافتن چنين خبرى آن عام كتابى با آنهمه گسترش را زير سئوال برده و آن را تخصيص بزنيم ؟ ! ! ( همانگونه كه ملاحظه فرمائيد : اين سخن جناب مصنف صرف استبعاد است و گرنه دليل قاطع بر ردّ تخصيص عام كتابى به خبر واحد خاص نيست ) . 2 - قوله : مع انه : اگر ظاهر آيه در عموم و اطلاق و . . . مراد نبود بلكه در واقع تخصيص داشت وظيفه پيامبر و امامان ( ع ) بود كه با تمام وجود آن مخصصات و مقيدات و مفسرات و قرائن بر خلاف ظاهر را بيان كرده و به امت اسلامى اعلان فرموده و همهجا را پر از قرائن كنند ( بدليل اينكه فرض اينست كه وقتى اين ظاهر آيه بدست مسلمانان مىرسيد از ظهور آيه مطلبى را مىفهميدند كه در حقيقت حكم الله غير از آن بوده و ظهور مراد نبوده و اين اغراء به جهل است و وظيفه معصومين ( ع ) ارشاد جاهل بوده ) در حالى كه فقط در يك مورد آن هم به صورت يك خبر واحد غريب و تنها اين مخصص بدست ما مىرسد و اينست كه مطلب را براى ما مشكل مىسازد كه اگر تخصيصى بود ائمه ( ع ) با حرص و ولع تمام آن را گفته و بدست ما هم مىرسيد آن هم نه از طريق خبر واحد بلكه اخبار متواتره چون مقتضى براى نشر و تبليغ به آيندگان موجود بوده در حالى كه تنها به صورت يك خبر عدل بدست ما رسيده آنگاه وجدان خود را چگونه راضى سازيم كه از آن عام كتابى با اين خبر واحد خاص صرفنظر كنيم . و حيث اينكه هرچه بيشتر مىجوئيم كمتر مىيابيم و غير از اين يك خبر