على محمدى
301
شرح اصول استنباط ( فارسى )
بگوئيم : اگر خبر واحد خاص همراه باشد با يك سلسله قرائن فراوانى كه بر ارزشمندى و اعتبار آن صد چندان بيافزايد و آن را تقريبا به سرحدّ اطمينان و علم عادى برساند البته چنين ظنى نازل منزلهء و قائم مقام علم است و چنان كه با علم تخصيص صحيح بود با اين ظن هم روا است و انسانى از دغدغه و نگرانى درآمده آرامش خاطر پيدا مىكند و گرنه اگر چنين اماراتى در ميان نباشد دوباره اگر از جهات ديگرى ارزشمند باشد مثل اينكه مشهور بزرگان از فقهاء با آنهمه مقامات تقوى و ورع باطنى در طول تاريخ بدان عمل كردهاند و حديث شهرت روائى دارد ، شهرت عملى دارد باز براى انسان اطمينان به صدق مىآيد و چنين ظنى جانشين علم شده و معتبر است و مىتوان تخصيص زد و الّا اگر از اين دو دسته اخبار بگذريم به صرف اينكه يك خبر واحدى در يك كتاب معتبرى از يك طريق معتبرى هم نقل شده ولى كمتر كسى متعرض آن شده و بدان عمل نموده و . . . با اين خبر هم بتوانيم عام كتابى را تخصيص بزنيم حقا و انصافا كه مشكل بلكه در نهايت درجه از اشكال است . و عمده دليل مصنف براين مطلب دو دليل است : 1 - قوله : لان القرآن : يعنى اينكه همه مىدانيم كه قرآن مجيد برنامهء آسمانى و قانون الهى است كه توسط جبرئيل امين بر پيامبر اسلام نازل شده و رسول خدا آن را براى همهء جهانيان در همه ازمنه و امكنه آورده ( وَ ما أَرْسَلْناكَ إِلَّا كَافَّةً لِلنَّاسِ ) آنگاه در چنين كتابى اگر يك آيهء شريفه عام يا مطلقى وارد شده باشد كه پيامبر آن را به مسلمين ابلاغ فرموده و همگان از دور و نزديك آن را شنيدهاند و كليه انسانهائيكه در شرق و غرب عالم در زير سايه پرچم قرآن زندگى مىكنند آن را شنيدهاند و پس از جستجو از اينكه مخصصى دارد يا ندارد از يافتن آن مأيوس شدهاند و به اين برنامهء